تبليغاتX
یاد یاران
نویسنده : مونت انبيسك گزينش از:www.bcentral.com -- تماس با نویسنده مقاله درباره نویسنده: مترجم: کلمات کلیدی: خلاصه : بسياري از مديران گمان مي كنند كاركنانشان به علت عدم رضايت از حقوق دريافتي كار را ترك مي كنند. يك تحقيق در سال 2001 بر روي 20000 كارمند كه استعفاداده اند، نشان مي دهد كه مهم ترين دليل براي ترك شغل، رفتار نامناسب سرپرستي و يا به عبارت ديگر مديران ناشي است. يكي از مهم ترين فاكتورهاي رفتار نامناسب سرپرستي، همانا ارتباطي نامناسب است. در اين مقاله هفت شاخص و عامل ارتباطي مديريت مورد بررسي قرار مي گيرد. متن کامل :

مسئله خنده دار اين جاست كهبسياري از مديران گمان مي كنند كاركنانشان به علت عدم رضايت از حقوق دريافتي كار راترك مي كنند. يك تحقيق در سال 2001 بر روي 20000 كارمند كه استعفاداده اند، نشان ميدهد كه مهم ترين دليل براي ترك شغل، رفتار نامناسب سرپرستي و يا به عبارت ديگرمديران ناشي است. يكي از مهم ترين فاكتورهاي رفتار نامناسب سرپرستي، همانا ارتباطينامناسب است. به قول گرچن هلر مشاور منابع انساني واتسون وايت ورلدوايد، افراد اغلبدر تكميل امكانات محل كار نهايت دقت را دارند ولي متأسفانه دقت لازم درباره مهارتهاي ارتباطي صورت نمي گيرد. اگر بخواهيم خيلي راحت مطلب را بيان كنيم بايدبگويم كهاگر شما در ارتباطات قوي نيستيد، شما نبايد مدير شويد و اگر هستيد، احتمالا اين شغلبراي شما ماندگار نخواهدبود. ديويد راونز استاديار مديريت، خوشبختانه يك نكته مثبتدر اين مسئله وجوددارد كه مهارت در ارتباطات كاملا اكتسابي بوده و نه غريزي. مناخيرا با چندين متخصص منابع انساني و مديريت، راجع به وضعيت ارتباطات مديران حتا ازلحاظ نحوه استفاده از e-mail صحبت كرده ام و وقتي من از آن ها سؤال كردم كه مديراندر چه مواردي در بهبود و تقويت مهارت ارتباطات بايد فكر و تمركز نمايند

7 اصل اوليه ارتباطي:
1– شنونده بهتري باشيد.
به كاركنان توجه نماييد. اينمسئله آسان مي نمايد ولي به قول ماورين دولان روزن از يك مركز مشاوره منابع انسانيدر چيپل هيل
N.C. مهارت در شنيدن يك گير اصلي براي همه مديران است. در ميان مسائليكه خانم روزن در كارگاه هاي آموزشي اش معمولا به آن اشاره مي كند مربوط به يكي ازمديران سابقش مي باشد كه با مهارت هاي فوق العاده در جلسات دست بر زيرچانه مي گذاشتو با چشم هاي بسته وانمود به شنيدن با دقت به صحبت هاي حضار مي نمود ولي در اصل منمتوجه شدم كه ايشان به رفع خستگي و احيانا يك خواب كوتاه فرو مي رفت.
2- به كاركنان خود زمان اختصاص دهيد.
مسئله مهم در اينمورد تشكيل جلسات دونفره منظم با اعضاء گروهتان مي باشد و حتا اگر كارمندان در خارجاز مركز خدمت مي كنند اين جلسات را از طريق تلفن تشكيل دهيد. اگر اين امر به صورتهفتگي امكان پذيرفت، اين كار را دو بار در ماه انجام دهيد. در طول جلسه تلفن هايغيرضرروي به شما وصل نشود و بدين طريق به كاركنانتان نشان دهيد كه شما توجه كامل بهجلسه داريد. درطول جلسه راجع به روش ها و اهداف كاري صحبت كنيد و به خصوص به آن هااطلاع دهيد كه چه تصويري از رشدكاري ايشان داريد و درعين حال فشار كاري خود را بهايشان نشان دهيد.

3- اخبار جديد را به صورت مؤثر در سرتاسر سازمانمنتشرنماييد.
شايد سخت باشد كه يك مدير ارشد نخواهد از چگونگي اطلاعات سرايتشده به كاركنان سطوح زيرين مطلع شود و از طرف ديگر روند چك كردن ميزان آگاهيكاركنان زيرين به صورت مداوم ناممكن است، ولي با تأثيرگذاري روي كاركنان سطح زيريخود و انتخاب افرادي كه بيشترين حد از مطلب را گرفته اند به عنوان عاملين انتشاراخبار در تمام سطح و حذف واسطه سازي از سوءتفاهمات و تغييرات احتمالي در اخبارجلوگيري خواهيدنمود.

4 – همه كاركنان را از ارزش هاي موردنظر خود كاملا آگاهنماييد.
بگذاريد همه كاركنانتان بدانند شما كه هستيد و به چه هدفي كارميكنيد تنها در اين صورت است كه آن ها مي توانند خود به راحتي تصميمات درست بگيرند وشما ديگر به عنوان مدير، آن ها را براي رشد بيشتر خودشان و سازمان، آزادبگذاريد وتنها به تذكر موارد احتمالي خود اكتفانماييد.

5- به كاركنان بازخورد منظم دهيد و از سوپريز كردنشان جلوگيريكنيد.
مديريت منطقي كاركنان، يعني تلاش براي بهبود قدم به قدم كاركنان بابازخورد منظم و مديريت احساسي، يعني از دست دادن كنترل و دادن بازخوردهاي آني،شكننده و تنش زا به كاركنان و عدم كمك به پيشرفت ايشان.

6 – در سخنراني خود در جمع كاركنان تا حد ممكن تأثيرگذارباشيد.
تنها در صحبت هاي گروهي به خصوص در مواقع حساس براي مؤسسه است كهمديران، اعتبار و لياقت خود را در ديد كاركنان ايجادنمايند.

7- خود را در پس ارتباطات كتبي پنهان ننماييد اگرچه ابزاريبسيار مهم در ارتباطات است.
با اين وجود مواردي كه داراي حساسيت خاص ميباشند بهتراست به صورت حضوري و حداقل تلفني انجام پذيرد.
چگونه خود را ارزيابيكنيم؟

آيا به نظرتان بايد از كاركنانتان بازخورد عملكرد خود را خواهان شويد؟دقيقا! اين باعث ايجاد صميميت مي شود و باعث ساختن چهره بهتري از شما به عنوان مديرمي شود. چگونه مي توان چنين بازخوردي را خواستارشد؟ تجارت هاي بزرگ مثل مايكروسافتفرم هاي ساليانه بازخورد مديريت را طراحي نموده اند كه توسط كاركنان و در صورتتمايل به صورت ناشناس تكميل مي گردد. در صورتي كه گروه شما از كاركنان دائم تشكيلشده اند، من به شما پيشنهادمي كنم تلاش كنيد تا به صورت شخصي مداوما از آن هابازخورد بگيريد. هنگام صحبت با كاركنانتان سعي د رشوخ طبع بودن داشته باشيد و خودرا به شنيدن مطالب هميشه علاقه مند كنيد. حالا اگر مشكل به حرف آوردن كاركنان باشدچه بايدكرد؟ من هميشه در پاسخ به اين سؤال را مطرح مي نمايم كه سال ها برايم مشكلگشا بوده است و آن، گرفتن بازخورد در اوقات غيركاري مي باشد زيرا در اين زمانكاركنان بيشتر و بهتر مي توانند به يكديگر اعتمادكنند و بهتراست موضوع را به صورتغيررسمي

و مشتاقانه مطرح نماييد. مثلا بگوييد: آيا در مورد كار من ايده اي در ذهنداري؟ و با فراغ خيال به وي گوش فرادهيد چون در اوقات فراغت شنيدن نيز راحت تر است. بعد ار شنيدن بازخوردها چه بايدكرد؟
درباره وب سايت bcentral.com:
بيل گيتز مدير افسانه اي شركت مايكروسافت و ثروتمندترين مرد جهان،بر خلاف سنت ديرينة ثروتمندان بزرگ تاريخ كه بخشي از ثروت خود را پس از مرگ وقفامور خيريه نموده اند، ثروت خود را چه در زمان حيات و چه پس از آن صرف امور آموزشينموده است و از آنجمله ميتوان به تشكيل سايت رايگان BCentral براي دادن مشاورةرايگان به تجار نوپا اشره نمود. (به آنكس كه دوست مي داري بجاي بخشيدن ماهي،ماهيگيري بياموز ) مونت انبيسك نويسنده و مشاور تجاري كه تاكنون برندة جوايزبيشماري طي 20 سال گذشته در مديريت شده است ، يكي از اعضاي گروه برگزيدة بيل گيتزبراي نيل به اين مهم مي باشد.

 

 

فاطمه رفيعي
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 8:37 |

جهانی شدن،دنیا را کوچک اما مهیج و پر تنش نموده است.امروزه به مدد جهانی شدن اطلاعات ، هر کسی همه چیزی را می بییند و می داند و همین امر خود باعث دور شدن انسانها  می شود .بی آنکه تمایلی برای همجواری و نزدیکی صورت گیرد.

تامیلسون می گوید: فرهنگ جهانی شده ای که ما هم اکنون با آن مواجه هستیم ، یک فرهنگ جهانی نا کجا آبادی نیست ، فرهنگی نیست که از جمع بین تجارب و نیازهای بشریت حاصل آمده باشد. حتی بصورت یکسانی از گونه های فرهنگی موجود نیز تغذیه نمی کند... بلکه حاکم گشتن یکی از گونه های فرهنگی است که از توان بیشتری برخوردار است.

در این نوشتار با اشاره بر بازیگر اصلی جهانی شدن(رسانه)وتاثیر آن بر فرهنگ سعی در تبیین دنیای جهانی شده ای بر می آییم که به تعبیر رپینگ می توان از آن به رسانه ای شدن زندگی یاد کرد آنچنان  که جان تامپسون در کتاب "ایدئولوژی و فرهنگ مدرن" رسانه ای شدن را مهمترین فرآیند تحول فرهنگ معاصر می داند. بدون تردید رسانه هااز باز نمایی و توسعه و تسهیل ارتباطات وتسریع گردش اطلاعات نقش و تاثیر مهمی در فرهنگ معاصر ایفا می کنند.

مفهوم جهانی شدن

امروزه در مورد مفهوم جهانی شدن اتفاق نظر چندانی وجود ندارد و برداشتهای متفاوتی از آن ارائه می شود. لذا برخی از صاحبنظران مدعی اند که اصطلاح جهانی شدن یکی از اصطلاحات مبهم دهه های آخر قرن بیستم است. اصطلاحی که بسیار بکار می رود ولی هنوزتعریف مشخصی از آن ارائه نشده است. آنتونی گیدنز، جامعه شناس انگلیسی، خاطر نشان می کند که فهم این اصطلاحات به ندرت صورت می گیرد. برخی دیگر از نویسندگان معتقدند که اصطلاح جهانی شدن هیچ معنایی ندارد و یا اینکه صرفا نام جدیدی است بر پدیده هایی که از قبل وجود داشته است.

البته کسانی هم هستندکه اصطلاح جهانی شدن را در درون حوزه هایش مقوله ای برای حال یا گذشته نمی دانند. بلکه آن را صرفا راجع به آینده پیش بینی می کنند یعنی در آینده و درسطح جهانی تحولاتی رخ خواهد داد که مفهوم جهانی شدن را محقق خواهد ساخت. با این اوصاف وضعیت حاکم بر جوامع می تواند با دلایلی گوناگون نشان از جهانی شدن را خبر دهد. جهانی شدنی که رسانه ها نقش ممتازی دارند و فرهنگ محتوایی(کالایی)است که توسط آنها مضمحل می شود یا در سطح جهانی پخش می گردد.

تعریف جهانی شدن

مک گرو در خصوص جهانی شدن معتقد است: افزایش شمار پیوندها و ارتباطات متقابلی که فراتر از دولتها و فراتر از جوامع دامن می گسترند و نظام جدید جهانی را می سازند. جهانی شدن به فرآیندی اطلاق می شود که از طریق آن حوادث، تصمیمات و فعالیتهای یک بخش از جهان میتواند نتایج مهمی برای افراد و جوامع در بخش های دور کره زمین دربرداشته باشد.

فرهنگ و جهانی شدن

جهانی شدن تاثیرات زیادی در تمامی عرصه های زندگی انسانها دارد از جمله عرصه های سیاسی و اقتصادی، اما بیشترین تاثیر آن روی فرهنگ است.

والرشتاین واضع نظریه جهانی شدن معتقد است که جهانی شدن فرهنگی به معنای سیطره فرهنگ غرب بر دیگر فرهنگهاست که به دوگانگی فرهنگی در جنوب منجر خواهد شد

بنابراین از نظر منتقدین به فرایند جهانی شدن فرهنگ، جهانی سازی منجر به ادغام فرهنگی جوامع در حال توسعه و استحاله الگوهای فرهنگی آنها خواهد شد که با توجه به تفاوتهای زبانی، دینی و قومی در این جوامع و برتری الگوهای اقتصادی و فرهنگ غالب غرب بر خرده فرهنگهای کشورهای چند قومیتی ممکن است به تجزیه بسیاری از کشورهای جهان سوم منجر شود. هم چنین به عقیده آنها واقعیت این است که حتی تلاش برای تطابق فرهنگی و تفسیرهای گوناگون از پدیده های فرهنگی غربی در مناطق متعدد جهان، بیشتر نشان دهنده شکاف دهشتناک بین فرهنگهاست تا نشان دهنده همگرایی فرهنگی. در واقع هیچ گاه نمی توان از این طریق فرهنگی جهانی بوجود آورد بلکه فقط می توان به عمق شکاف میان فرهنگها پی برد.

آدورنو و هورکهایمر پا را فراتر گذاشته و معتقدند: در عصر جهانی شدن، فرهنگ به صنعت تبدیل می شود و صنایع فرهنگی شکل می گیرد. آنها تکرار از طریق رسانه ها را عامل اصلی تبدیل فرهنگ به فرهنگ توده می دانند.

آنها معتقدند: صنعت فرهنگ سازی تصعید نمی کند بلکه سرکوب می کند این صنعت با به نمایش گذاشتن موضوعات میل، سینه های درشت در عرق گیری چسبان یا نیم تنه قهرمان ورزشی ، صرفا موجب تحریک لذات مقدماتی تصعید نشده ای می شوند که محرومیت دائمی از مدتها پیش آنها را در یک نمود جعلی مازوخیستی فرو کاسته است، عشق تا مرتبه داستان عشقی تنزل می یابد و پس از نزول، بسیاری از چیزها مجاز شمرده می شوند. حتی آزادی جنسی در مقام محصول ویژه ای که بازار خوبی دارد واجد سهمیه خاص خود است و مزین به علامت تجاری ((جسورانه))می باشد. در این بازی یکطرفه رسانه نقش اصلی را ایفا می کند.

رسانه ها و جهانی شدن

درباره گسترش و توسعه وسایل ارتباط جمعی و مسایل و عواقب ناشی از آن سه نظریه عمده وجود دارد:

1-   دیدگاه لیبرالیستی 2- دیدگاه مارکسیستی 3- دیدگاه پست مدرنیستی

دیدگاه لیبرالیستی

لیبرالیستها اعتقاد دارند که گسترش رسانه های جمعی، نه تنها کنترل زندگی انسانها را بیشتر نخواهد کرد بلکه زمینه های قدرت یابی انسانها را در برابر دولت و سازمانها بیشتر خواهد کرد. آنها با تاکید بر رکن چهارم بودن رسانه ها معتقدند که در فرایند جهانی سازی رسانه های جمعی یک نوع آگاهی جهانی نسبت به ارزشهای مشترک بشری و عمدتا ارزشهای لیبرال پدیدار خواهد شد و این امر نیز زمینه های رشد دمکراسی را در جوامع دیگر تقویت خواهد کرد. لیبرالها در زمینه رسانه ها به قانون عرضه و تقاضا اعتقاد دارند و از این رو معتقدند که تا حد ممکن باید شیوه اطلاع رسانی مفید و جاذب باشد تا بتواند مخاطب بیشتری را به خود جلب کند.

از نظر لیبرالها، یکی از مبانی اصلی تقویت کننده جامعه مدنی، رسانه ها هستند و برای گسترش این جامعه، دولت باید تا حد ممکن از دخالت در کار رسانه ها اجتناب کند. رسانه ها چشم بینای ملت هستند و با انتقادات خود حکومتها را متوجه اشتباهات و ناکارآمدیهای موجود  می کنند و باعث افزایش همگرایی میان مردم و حکومتها می شوند.

دیدگاه مارکسیستی

نظریه های مارکسیستی رسانه ها، جامعه سرمایه داری معاصر را تصویر می کنند که در آن وضعیت سلطه طبقاتی به شدت حاکم و آشکار است. به رغم آنها، رسانه ها عامل اصلی استیضاح یا صدا زدن جریانی که از طریق آن موضوعات بارز یک فرهنگ در رسانه های   توده وار مانند فیلم، تلویزیون، مجلات عامه پسند، تبلیغات تجاری و ... ، مخاطبان را وادار می سازد تا ایدئولوژی موجود را بپذیرند و آن را در وجود خویش نهادینه کنند، بشمار می آیند.

نظریات مارکسیستی نسبت به جهانی شدن رسانه ها بدبینانه است. آنها رسانه های جمعی را تحت سلطه طبقه سرمایه داری می دانند که نمی توانند آزادانه دیدگاهها و افکار خود را بیان دارند. آنچه رسانه ها تبلیغ می کنند، چیزی جز خواسته های سرمایه داری و طبقه حاکم نیست. از همین رو معتقدند که آزادی رسانه ها شعاری بیش نیست.

دیدگاه پست مدرنیستی

اندیشمندان پست مدرنیسم نسبت به جهانی شدن دیدگاه خوش بینانه ای ندارند و درباره استقلال و خودمختاری رسانه های جمعی با شک و تردید نگاه می کنند و این شک و تردید درباره تلویزیون بیشتر از سایر رسانه هاست. آنان با تاکیدی که بر نمادها و نشانه ها دارند، معتقدند تلویزیون با تکرار نشانه ها به آنها مفاهیمی خاص می بخشد همچنین نشانه های تلویزیون مکررا در همه جا تبلیغ می شوند. عکس هنرپیشه ها و بازیگران سینما، ستاره های ورزشی و ... همه و همه ذهنیتی ایجاد می کنند که فرد در خود از آنها اسطوره می سازد.

ژان بودریار صاحبنظر مشهور پست مدرن درباره رسانه ها معتقد است گسترش رسانه ها و تقویت فناوری ارتباطی، جهانی را بوجود می آورد که در آن تشخیص واقعیت از آنچه که واقعی نیست، ناممکن است. از همین روانسانها در یک جامعه پست مدرن، نه با واقعیتها که با فراواقعیتها مواجهند. وی معتقد است که رسانه ها اطلاعاتی بیش از حد ارایه می کنند و این کار چنان صورت می گیرد که مخاطبان را در پاسخگویی باز می دارد. وی در ادامه می گوید که امروز توده ها راهی برای تخریب رسانه ها یافته اند و آن همانا استراتژی سکوت یا انفعال است. بودریار معتقد است که امروزه در عصر رسانه ها تحریف جای حقیقت را گرفته و دنیای حقیقی در حد صفحه تلویزیون تقلیل پیدا کرده است.

بودریار بر این اعتقاد است که فرهنگ رسانه های جمعی الکترونیک معانی واقعی را زیر و رو کرده است پس از سیطره فرهنگ رسانه ها دیگر با واقعیت سروکار نداریم آنچه را که می بینیم چیزی است که از خود واقعیت واقعی تر است یعنی با اسمی واقعیت مفرط و متورن رویارو هستیم. در عصر رسانه ها که جهانی شدن را مژده دادند واقعیت جایش را به واقعیت مفرط واگذار کرده است.

واقعیت این است که در عصر رسانه ها با اندیشه ها، تصاویر، صداها، ارزشها و فرهنگهای گوناگون دست کم بصورت بالقوه در دسترس افراد و جهانیان قرار می گیرد. ورود رسانه های سنتی نظیر روزنامه، کتاب، رادیو، تلویزیون به درون شبکه اطلاعاتی و اینترنتی نیز بر بحث جهانی شدن فرهنگ سایه انداخته است. اما نباید آن را به مثابه حذف هویتهای فرهنگی تلقی کرد، در عین حال که باید هوشیارانه و واقع بینانه با مشکلات جامعه جهانی اطلاعاتی روبرو شده و هر کشور و هر منطقه ای از جهان به سهم خود باید در جستجوی راه حلها و ابتکاراتی باشد که از پدیده جهانی شدن در جهت تحولات مثبت و ارایه ارزشهای والای جهانی و بشری متبلور در فرهنگ ملی، محلی و خرده فرهنگها استفاده کند.

کشورهای در حال توسعه به رغم رکود در محتوای فرهنگ رسانه ای خود ناچارند راه گذار به فرهنگ جهانی را طی کنند در غیر این صورت، از فناوریهای ارتباطاتی و اطلاعاتی جدید عقب خواهند ماند و با عقب ماندگی در این امر، توسعه فدای سنت می شود.

پدیده پیچیده جهانی شدن با واکنشهای متفاوت افراد، ملل و فرهنگها روبروست. این پدیده خود محصول حوزه تجارت بین المللی و لیبرالیزه شدن سیاستهای ارتباطی و سیاسی در عصر جهانی است. واکنش ابراز شده در برابر پدیده جهانی شدن که با گسترش بازار فروش محصولات رسانه ای همراه بوده است، به رشد اقتصادی بسیاری از کشورها منجر شده و فرصتهای تجاری جدید پدید آورده است. آینده این فرایند به موازنه موجود بین قوانین ناظر بر توسعه اقتصادی، ادغام ارتباطی و استقلال فرهنگی و نیز رابطه متغیر میان حکومتها، سازمانهای بین المللی، شرکتها و افراد بستگی دارد.


+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 8:34 |
موضوع:تحلیل فیلم مرگ یک رئیس جمهور

برای تحلیل دقیق این فیلم نیازمند آشنایی با سینمای هالیوودی و ذهن پروری متولیان این صنعت موفق در جهان مترقی میباشیم تا بتوانیم از ابعاد حقیقی و بدور از تعصب از  نیت دقیق کارگردان وتهیه کننده به نتیجه ای حدودی برسیم.

هالیوود مکانی برای ارائه نقطه نظرات والهام سازی تفکر برای جهان در چارچوب لیبرالیست و تقویت این مکتب بر مکاتب دیگر از بعد تصویر می باشد. که در 50 ساله گذشته این شیفتگی و علاقه را در قالب فیلم  موزیک وارائه مستندات برای منطقی جلوه دادن حرکات وسکنات انسانی برتر که در قالب رشد تکنولوژی وپیشرفت های مدرن  انسان را به پذیرش این مکتب رهنمون سازد والگوی زیبا برای زندگی و عدم مقاومت در مسیر شناخت زندگی الگوهای دیگر و مبارزه با آن ساماندهی و برنامه ریزی شده است.

اما همانگونه که هر تک و حمله به طبع مقابله و پاتکی در آن تعبیه شده  واصل فیزیکی کنش و واکنش که در جامعه شناسی وروانشناسی اجتماعی  نیز داری اعتبار و قابل بحث میباشد. سینما نیز از این ابزار برای بروز و مقابل با تک محوری وتک گویشی به چند گویشی در سالهای اخیر تبدیل شده و در مقابل هالیوود و حتی در درون آن چند صدایی شکل ونمو گرفته که از نظر من این فیلم بر خلاف نظر کارشناسان تحلیل گر سینمای 1 درون مایه ای منتقدانه بر اتفاقات رخ داده در امریکا دارد و به گونه ای مانند کودکانی که در کنار هم وقتی خطای را انجام می دهند سعی به انداختن  خطا به سوی دیگر کودکان دارند خطاهای انجام شده را با انگشت اشاره به سمت کاخ سفید اشاره دارد تا خود را ازاین اتفاق تبرئه نماید. که در تائید مطلبم اشاره به آن سکانس می نمایم که یک تصویر باز از کاخ سفید را به تصویر می کشد ومحوطه را بسیار شفاف و کاخ را کدر وخاکستری به تصویر می کشد.

و با کشته شدن رئیس جمهور وآن هم در لوای یک مرد جنگی میهن پرست می خواهد به تفکیک خواستگاهای بخشهای مختلف جامعه امریکای را به همگان ارائه ووجدان پریشان اجتماع را با ذبح فرد خاطی تسکین دهد.

این فیلم خود را در قالب کد های معین برای مخاطب معرفی میکند وسعی در ارسال پیام و روشنگری برای حل و فصل اتفاقات انجام شده در قالب ما نبودیم اونا بودن را سر لوحه قرار میدهد .

وشاید علت اصلی پیاده شدن یک داستان غیر حقیقی  در درون مایه مستند می خواهد مخاطب با رمز گشائی بگوید ما آمال وآرزویمان بر محقق شدن این اتفاق می باشد.

اما به هرصورت چون این فیلم توسط یک فرد غربی تهیه شده مانند خیلی از پیام های که  توسط غرب به شرق ارسال می شود باز خوردها و بردداشتها از آن  نوع وشکل دیگر به خود میگیرد و مواجهه با این که در دنیا غرب نیز ممکن است فردی بخش عمده جامعه خود را از اتفاقات انجام شده بخواهد تبرئه کند با تردید و ابهام به آن نگاه می شود.

به سکانس ترورتوجه نمودید آنجا که رئیس جمهوربرای متولیان کارتل ها و تراستها سخنرانی می کرد همه برای او کف میزدند و او را تائید می کردند و در بیرون که عمدتا" مردم حضور داشتند از عملکرد راضی نبودند و نسبت به جنگ اعتراض داشتند این شکافی را در جامعه امریکا به تصویر می کشد و نشان میدهد که بخشی با او که بیشتر از عامه مردم هستند با این برخوردها مخالف ومنزجره اند.

 نشانه گرفتن فرد مسلمان و اشتباه قلمداد کردن او بعنوان خاطی در عین بی گناهی او درپذیرش اینکه باید قبول کرد که متولیان امریکا نمی توانند بپذیرند که از درون شاکله جامعه خود دچار مشکل هستند و دشمن فرضی حل موضوع نیست هدف دیگر این فیلم می تواند باشد.

در پایان باید گفت :تمام سعی و تلاش کارگردان برای برقراری یک ارتباط با مخاطبی که در سایه همدردی و همسویی با اتفاقات نتوانست این ارتباط را دقیق و قابل لمس  حداقل برای انسان شرقی به تصویر بکشد و با قرار دادن مطالبی در بخشی از فیلم که در ذات انسان غربی وفرد گرا و خودخواه تعبیه شده به این موضوع تاکید می نماید که علت مخالفت کشته شدن فرزندان امریکای سرلوحه مخالفت می باشد و نتوانست از آستانه بالا نشینی خود را به پایین کشیده و همدردی را با خضوع و خشوع ارسال پیام نماید.(بهتر بگم از تعارفات شرقی که فرهنگ ما میباشد بعلت اطلاعات کم نسبت بما این موضوع را برهنه طرح کرده است.)

 فیلم مرگ یک رئیس جمهور در پایان با اشاره هایی مانند بیان زن مسلمان که میگوید که همسر من اگر ازاین اتفاق هم  رهائی پیدا کنه بخاطر موضوع دیگر دستگیر یا از اینجا بیرونش می کنند تاکید داره که زندانی شدن یا بیرون کردن آن فرد در یک سطح و برای خانواده مسلمان بسیار سخت وسنگین می باشد که همان غرور کاذب و خود ستایی را در ذهن تداعی می نماید .

بهر حال در خصوص این فیلم وابعاد آن ساعتها میشود صحبت کردونوشت که از حوصله یک تکلیف بر نمی آید .

                                                                              والسلام

                                                             محمدتوحیدلو 


http://classworks.blogfa.com/post-173.aspx


+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 8:33 |




" خود را قربانی کنيم بهتر است تا ديگران را " . گاندی


" نگارنده و سخنگویی که دیگران را کوچک و خوار می داند ، خود چیزی برای نمایش و بروز ندارد " . ارد بزرگ


" بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند" . امرسون


" از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کنو اميد به فردا داشته باش" . آلبرت انيشتن


" براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت " . دالايي لاما


" خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود دهیم که در آرزوی آن باشیم" . آنتوان چخوف


" اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست" . بودا


" تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند " . الگساندر گراهام بل


" تاجيكان از خلقي اند كه روشنفكران آنها شاعران بزرگي چون فردوسي را به جهان آورده اند و بي سبب نيست كه تاجيكان سنتهاي فرهنگي خود را از او مي آورند " . استالین


" ناخود آگاه، هريك از ما ، از ناميرائي خود يقين دارد " . فروید


" همه چیز پول است و انسان پيش از آنکه به سياست ، علم ، هنر ، دين و... بپردازد؛ بايد بخورد ... " . کارل مارکس


" مادام که افراد فرانگیرند در پس هر یک از جملات، اظهارات و وعده و وعیدهای اخلاقی، دینی، سیاسی و اجتماعی منافع طبقات مختلف را جستجو کنند، در سیاست همواره قربانی ِ سفیهانه ﻰ فریب و خودفریبی بوده و خواهند بود " . لنین


" لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد . حتي لازم نيست منتظر شويد ، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهره‌اش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد " . فرانتس كافكا


" حق همیشه با پیروز میدان جنگ است " . آدلف هیتلر


" تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است " . انگلس
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 8:29 |




دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم باید مانند راز گفت . فردوسی خردمند

چنين گفت رستم به اسفنديار که کردار ماند ز ما يادگار . فردوسی خردمند





اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید . نادر شاه افشار

خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود . نادر شاه افشار





آرزو ریشۀ حیات ماست . اگرچه این ریشه حیات ما را به تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایۀ زندگی است . نیچه


شاید من بهتر می دانم که چرا بشر تنها حیوانی است که می خندد.تنها انسان است که به شدت رنج می برد و مجبور است خنده را بیافریند. نیچه






برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش . اُرد بزرگ


آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها (اقیانوسها) به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟ اُرد بزرگ




دوست بدارید لیکن عشق را به زنجیر بدل نکنید . جبران خلیل جبران


حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند. جبران خلیل جبران





مردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند . گوته


زيبايي ناپايدار و فضيلت جاودانه است . گوته






مهم ترین کار ما این نیست که ببینیم در دور دستهای مبهم و ناپیدا چه چیز هایی و جود دارد . کار ما این است که به آنچه آشکارا در پیش رو داریم بپردازیم . وینستون چرچیل

خوردن کلمات مرا به سوء هاضمه دچار نکرده است . وینستون چرچیل





مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید. جرج برنارد شاو

انقلاب ستمديدگان را آزاد نمي کند تنها استثمارگران را عوض مي کند. برنارد شاو




فرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت. تولستوی


همه مي‌خواهند بشريت را عوض كنند ، دريغا كه هيچ كس در اين انديشه نيست كه خود را عوض كند. تولستوي





هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقا داشته ایم و حالا داریم .پاستور



تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت. لویی پاستور



اهمیتی ندارد که از کجا آمده اید ، مهم این است که به کجا می روید . برایان تریسی

داشتن اهداف روشن و از پیش تعیین شده برای پیش رفت و موفقیت مطلقا ضروری است . برایان تریسی
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 8:28 |


" کسی که فکر نمی کند ، به ندرت دم فرو می بندد " . نیوتن
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 8:26 |


" یك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند " . فرانسيس بيكن



+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 8:24 |


اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست . بودا


بدي را با عدالت پاسخ دهيد، مهرباني را با مهرباني. كنفوسيوس


در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید . ارد بزرگ


پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی. مهاتما گاندی

از ابرانسان است كه انسان هاي برتر دلگرمی و شجاعت مي گیرند . فردریش نیچه


رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری . خلیل جبران جبران


برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن . علی شریعتی

اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است. شوپنهاور
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 8:22 |