تبليغاتX
یاد یاران

 
ایران 16/7/1386

هرچند برخي معتقدند آقاي هاشمي منتقد سرمايه داري سنتي بعدها با طرفداران سرمايه داري مدرن كه به مراتب پيچيده تر و داراي پيوندهاي مستحكم تر با سرمايه داري جهاني است پيوند خورد، اما با اين وجود همراهي مؤثر ايشان در اين سالها با دغدغه امام در مورد التقاط اسلام با سرمايه داري بسيار تعيين كننده بود، حتي اگر اين همراهي را ناشي از نقش ويژه رياست مجلس در رهبري و هدايت جريان چپ بپنداريم. البته توجه ويژه به حساسيتهاي اقتصادي، بعدها جناب آقاي هاشمي را از عنايت به مسائل فرهنگي دور ساخت؛ سپردن مسئوليت ستاد نماز جمعه به فردي كه به هيچ وجه وجهه فرهنگي لازم براي اين كار را نداشت و كم توجهي به رشد قشري گري و عدم مقابله جدي با آن، از جمله مصاديق سرگرمي فوقالعاده به اختلافات نظری در زمينه اقتصاد به حساب مي آيد، در حاليكه امام نسبت به قشريگري نيز در اين سال به شدت واكنش نشان مي دادند و لازم بود ياران ايشان اين مواضع را تبيين كنند: «بخشي از فيلم عيد خاص در مدرسه مجتهدي تهران را كه توسط جمعي برگزار شده بود ديدم عمل مضر و تفرقه افكنانه اي است» (ص454) متاسفانه عدم مقابله فكري با اين جريان موجب شد كه در سالهاي بعد بتدريج چنين برنامه هاي خلاف شرع و اخلاقي گسترش بيشتري بيابد.

از جمله مسائل بسيار تأثر برانگيز در سال 63 ركود نسبي در فعاليتهاي نيروهاي مدافع ايران براي پايان دادن به فتنه و تهديدات دشمن در جبهه هاست. جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بخشي از علت را دشوار بودن ايجاد وحدت فرماندهي بين ارتش و سپاه عنوان مي نمايد و بخش ديگر را به برخوردهاي سياسي فرماندهي سپاه نسبت مي دهد، هرچند اين نظر را به نقل از ديگران عنوان مي دارد و در مجموع در اين زمينه نوعي سهم خواهي را دخيل مي پندارد: «آقاي [محسن] رفيق دوست [وزير سپاه پاسداران] هم آمد... از موضع سپاه در رابطه با عمليات و جنگ انتقاد كردم». (ص215)، «سؤظن ديگري براي بعضي پيش آمده كه فرماندهان سپاه از طريق تأخير عمليات درصدد كسب امتيازات بيشتراند؛ من اين سوءظن را قبول ندارم.» (ص248)، «از اينكه با تشكيل وزارت اطلاعات، سپاه قدرتي را از دست مي دهد و آقاي [محمد محمدي] ري شهري براي گرفتن نيروهاي اطلاعاتي سپاه، فشار مي آورد، ناراحتند، بعضي ها هم، اينگونه مسائل و نيز موضوع بدست آوردن امتيازات بيشتر را، عامل ركود عمليات در جبهه ها ميدانند» (ص259)، «آقاي رئيس جمهور، تلفني گفتند، اعلان نيازها براي عمليات از طرف سپاه، آن قدر زياد است كه قسمتي قابل تامين نيست و احتمال دارد، بهانه باشد.» (ص319)

طرح شائبه برخوردهاي سياسي فرماندهي سپاه- كه صحت آن چندان هم غيرمحتمل نيست - بدون ريشه يابي علل آن نمي تواند چندان كمكي به شناخت تاريخي مخاطب نمايد. جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بعد از پذيرش مسئوليت در مورد جنگ به صراحت در ميان فرماندهان قرارگاههاي عملياتي در جبهه ها راه حل هاي سياسي را براي خاتمه جنگ مطرح مي سازد كه به هيچ وجه به مصلحت نبود و مي بايست اين ديدگاهها صرفاً با فرماندهي كل قوا در ميان گذاشته مي شد. طرح انتقال كانون تعيين سرنوشت جنگ از ميادين رزم به عرصه سياسي در مركز در ميان نيروهاي عملياتي و حتي كشاندن پاي فرماندهي سپاه به عرصه اختلافات سياسي به نفع يك جريان، علي القاعده چنين تبعاتي را نيز مي توانست در پي داشته باشد. يك نيروي رزمنده همواره بايد چنين باوري داشته باشد كه ايثار و فداكاري و از جان گذشتگي او سرنوشت جنگ را تعيين مي كند. خوشبختانه از آنجا كه امام بر چنين راه حل هاي سياسي كه نيروهاي عمل كننده در صحنه را دچار ترديد و تشكيك مي كرد، صحه نگذاشتند، عواقب موضوع مهار شد وگرنه اگر در نيروهاي صف مقدم دفاع از مرز و بوم كشور اين تصور گسترش مي يافت كه در مركزيت سياسي كشور با تلاش آنها مي خواهند يك سناريو را تكميل كنند، هرگز استحكام لازم براي جان فشاني در صحنه جنگ تداوم نمي يافت، همچنين به طور قهري درگير كردن ذهن نيروهاي عملياتي به امور سياسي، به اين وسوسه دامن مي زند كه اگر ديگران ميتوانند از تلاشهاي آنان بهره سياسي ببرند، چرا خودشان مستقيماً بدان مبادرت نورزند.

به طور كلي در اين زمينه بايد گفت حجم مسئوليتهاي چشمگير - مسئوليتهاي رسمي و غيررسمي- جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در اين سالها به تدريج شكل گيري اين باور را در اين شخصيت برجسته انقلاب دامن مي زند كه تدابير و نظرات ايشان ميتواند راه حل نهايي براي همه امور- حتي امور مربوط به ساير نهادها- باشد: «براي اولين بار، بحث مهمي را با آنها (در جمع فرماندهان قرارگاه نجف) در ميان گذاشتم كه عكس العمل هاي متفاوتي داشت؛ بعضي پسنديدند و بعضي نسپنديدند. گفتم، نظر من و بعضي از مسئولان رده بالاي نظام اين است كه اگر يك عمليات موفق در داخل خاك عراق انجام دهيم و منطقه هايي از دشمن را تصرف نمائيم كه با آن بشود بعد از [پذيرش] آتشبس، بر عراق فشار آوريم و حقمان را بگيريم، بايد با آتشبس موافقت شود... بعد از مغرب به قرارگاه كربلا رسيديم. نماز جماعت خوانده شد. براي حضار- فرماندهان- صحبت كردم و باز مسئله عمليات سرنوشت سازي كه مي تواند جنگ را تمام كند، مطرح كردم. آنگونه كه انتظار داشتم، عنوان ختم جنگ مقبول نيفتاد. معلوم مي شود، مسئله مهم براي بسياري از رزمندگان ادامه جنگ است و همه چيز هم، همين را نشان مي دهد و شايد به همين جهت، امام موافق طرح ختم جنگ نيستند و اگر در قلبشان هم قبول داشته باشند، بر زبان نميآورند» (آرامش و چالش، كارنامه و خاطرات هاشمي رفسنجاني در سال 62، به اهتمام مهدي هاشمي، دفتر نشر معارف انقلاب، سال 1381، صص502-4) آنچه به آقاي هاشمي اجازه مي دهد قبل از هماهنگي با فرماندهي كل قوا (كه مسئوليت تعيين استراتژي كلان جنگ را به عهده دارد) چنين بحثهايي را در جمع فرماندهان عملياتي مطرح سازد، قطعاً شكل گيري باوري در ايشان است كه به آن اشاره شد. طبعاً تلاشهاي خستگي ناپذير در مقاطع مختلف انقلاب و از جمله دوران دفاع در برابر تهاجم دشمن در شكل گيري اين باور بي نقش نبوده است.

البته نوع واكنش امام به اينگونه مسائل قابل مطالعه است؛ زيرا ايشان با سعه صدر بسيار، زمينه رشد توانمندي ها را در يك چارچوب كلانتر فراهم مي آورند: «خدمت امام رفتم. گزارشي از وضع جنگ دادم... به ايشان گفتم من از رهگذر اين اهداف به ختم جنگ مي انديشم. ايشان لبخندي زدند و جوابي ندادند.» (همان، 517) البته همه و در رأس آن امام به ختم جنگ مي انديشيدند، اما چگونگي تحقق آن به نحوی كه منافع كشور را كاملاً تامين كند نياز به يك همفكري جمعي و اتخاذ تصميمي كلان داشت.

تصميم گيري در مورد ساير شعارهاي محوري انقلاب عليه دشمنان بشريت نيز با همين باور و احساس توسط آقاي هاشمي صورت می گيرد: «نماينده شوشتر هم آمد و پيشنهاد قطع شعار مرگ بر آمريكا و شوروي را مي داد. گفتم به طور اصولي تصميم گرفته ايم، امام هم موافقت كرده اند. ولي منتظر فرصت هستيم.» (ص173) در اين فراز آقاي هاشمي مشخص نمي سازد چه كساني در اتخاذ اين تصميم دخيل بوده اند و امام با چه چيزي موافقت كرده اند. اين در حالی است که نظر امام در مورد برائت جستن از آمريكا به عنوان شيطان بزرگ در حج كاملاً مشخص است؛ زيرا به صراحت اعلام مي دارند كه حج بدون برائت از دشمنان بشريت حج نيست: «آقاي ولايتي [وزير امور خارجه]، تلفني از اينكه آقای [موسوي] خوئينيها [نماينده امام خميني و سرپرست حجاج ايراني] با نظر امام و با ارسال پيام به عربستان، اجازه تظاهرات جديد- مشروط به عدم خونريزي- خواسته است؛ نگران بود.» (ص292) همچنين در فراز ديگري از خاطرات آقاي هاشمي بر اين نکته تصريح می شود که از  نظر امام دفع توطئه ها حتي تا حد درگير شدن با آمريكا بلا اشكال است: «به زيارت امام رفتم. در خدمت امام درباره وضع بحران خليج فارس و احتمال دخالت قدرتهاي بزرگ مذاكره كرديم. امام هم نگران عواقب آن بودند... البته اين را هم درست نمي دانستند كه دست روي دست بگذاريم و صدور نفت ما قطع شود و معتقد بودند در اين صورت تا حد درگيري با آمريكا را هم، بايد پذيرفت و مي فرمودند: «ما كه از افغانها كمتر نيستيم.» اما ترجيح مي دهند، كاري كنيم كه اين وضع پيش نيايد.» (ص116) امام كه در پشت همه توطئه ها عليه ايران به درستي نقش آفريني آمريكا را ميديدند و اينكه در صورت لزوم، درگيري با اين كشور تجاوزگر را بايد پذيرفت چگونه ممكن بود در اين شرايط با تغيير شعار محوري انقلاب عليه آمريكا موافقت كنند؟ وقتي ايشان به تمامي حجاج تكليف مي كردند كه بايد در كنار خانه خدا از آمريكا و اسرائيل برائت جويند و شعار «مرگ بر آمريكا» را در سرزمين وحي با صلابت سردهند آيا منطقي به نظر مي رسد كه در داخل كشور با تصميم به حذف اين شعار موافقت نمايند؟ در فراز ديگري از اين كتاب، آقاي هاشمي مشخص مي سازند كه اين تغيير صرفاً خواست ايشان بوده است و تصور اينكه اين نظر توسط امام پذيرفته خواهد شد به همان باور شكل گرفته در اين شاگرد برجسته رهبري باز مي گردد: «آقاي دكتر ولايتي آمد... درباره تحسين روابط با فرانسه و شوروي هم صحبت شد؛ موافق هستم. همچنين گفتم: نظر من اين است كه در صورت پيروزي در عمليات، امام دستور بدهند كه شعار «مرگ بر آمريكا» و «مرگ بر شوروي» از موضع قدرت حذف شود.» (ص526)

اينكه چرا آقاي هاشمي در اين سالها مي پنداشتند نظراتشان به سهولت مي تواند بسط يابد البته به ارتباط قوي ايشان با بيت امام برمي گردد، اما رهبري انقلاب به كرات ثابت كردند مواضع و جهت گيريهاي يشان به هيچ وجه در اين چارچوب ها معنا نمي يابد، كما اينكه چنين تمايلي در آقاي هاشمي هرگز نتوانست كمترين تأثيري در نظرات امام داشته باشد.

در آخرين فراز اين نوشتار جا دارد به برخي ابهامات اين اثر نيز اشاره شود؛ براي نمونه غيبت سيداحمد آقا در مقطعي خاص كه آقاي هاشمي علت آن را بيماري عنوان مي كند براي خواننده اثر چندان روشن نيست، به ويژه اينكه اين غيبت به نوعي به رياست محترم مجلس وقت ارتباط مي يابد: «از دفتر امام، حال احمدآقا را پرسيدم. گفتند هنوز در سفر است. به خاطر استراحت و معالجه كسالت زخم معده، غيبت ايشان موجب شايعات شده است» (صص461)، «(امام) قبول كردند كه غيبت احمدآقا، بيش از اين صلاح نيست و [از آنجايي كه] حالش هم بهتر شده است، [به سفرش خاتمه دهد].» (ص463) اينكه احمدآقا براي معالجه به چابهار (ص467) رفته باشد به سهولت قابل پذيرش نيست، به ويژه اينكه براي بازگشت ايشان، اخذ مجوز امام لازم بوده باشد. همچنين آقاي هاشمي در اين سال اشارات بسيار گذرايي به ارتباطات خويش با بيت آقاي منتظري دارد، درحاليكه صرفنظر از شخص آيت الله منتظري اطرافيان ايشان در اين سالها داراي قدرت قابل ملاحظه اي بودند و در کانون معادلات سياسي جاي داشتند و جناب آقاي هاشمي رفسنجاني ارتباطات تعريف شدهاي در چارچوب وظايف گوناگون خود با آنان داشت كه در اين خاطرات ذكري از آنها به ميان نيامده است. همچنين برخي خطاها در روايات ايشان ديده مي شود. از آن جمله: «رئيس جمهور، امروز به سوريه رفت. اولين سفر ايشان به خارج و اولين سفر رئيس جمهوري اسلامي به خارج [از كشور] است.» (ص276) در حاليكه ايشان در سال 58 به سفر حج مشرف شدند و در سال 59 سفري به هند داشتند.

با وجود همه نكاتي كه در اين نوشتار آمد، اثر حاضر را بحق بايد يكي از منابع ارزشمند در ارتباط با تاريخ معاصر كشور پنداشت، به ويژه اينكه نگاه كلان جناب آقاي هاشمي كه براساس آن تصميماتي تعيين كننده نيز اتخاذ ميشود در جاي جاي اين اثر به چشم مي خورد؛ در سال 63 يعني در اوج فشارهاي اقتصادي و نظامي، رياست محترم مجلس از خدمات عمراني كلان نيز غافل نمي ماند. تصميم گيري در مورد پروژه هاي بزرگ و هزينه بر همچون مترو و شبکه فاضلاب تهران و نيز پل عظيم کرج و ... آن هم در شرايط بحران را صرفاً مديران قوي مي توانند اتخاذ كنند و نقش جناب آقاي هاشمي در تصميم سازيهاي اينگونه قطعاً به ياد ماندني خواهد بود.

http://www.iraneconomist.com/Show.asp?nid=18839

+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 18:57 |
 
 ايران اکونوميست: پايگاه دوازدهم شكاري نيروي هوايي ارتش با نام "قائم آل محمد" در بيرجند مركز استان خراسان جنوبي افتتاح شد.
ایران 16/7/1386

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي نيروي هوايي ارتش، اين پايگاه با حضور امير خلبان احمد ميقاني فرمانده نيروي هوايي ارتش و جمعي ديگر از مسئولان كشوري و لشگري افتتاح شد و در آن انواع جنگنده‌هاي نيروي هوايي ارتش و سيستم‌هاي پيشرفته راداري وجود دارد.
فرمانده نيروي هوايي ارتش در حاشيه اين مراسم، هدف از افتتاح اين پايگاه را آمادگي بيشتر در مقابل هرگونه تجاوز احتمالي به كشورمان دانست و گفت: دشمنان آگاه باشند در صورت هرگونه تجاوز احتمالي به مرزهاي ميهن اسلامي، درس بزرگي به آنها خواهيم داد كه هيچ وقت فراموش نكنند.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 18:54 |

مطلب جالب زیر را از آدرس http://tooltip.blogfa.com/post-5.aspx    برداشت نمودم

 

احمد شاه مسعود   و   ارد بزرگ  Ahmad Shah Massoud & Orod Bozorg

 

چندی پیش خاطره ای می خواندم از یکی از فرماندهان پیشین ارتش افغانستان ، در مورد ارتباط عاطفی ارد بزرگ و احمد شاه مسعود

آن خاطره گویای روابط نزدیکی ، در طی سالهای تنهایی احمد شاه مسعود و ظهور و قدرت دو چندان طالبان را داشت سالهای که کابل ، هرات و  مزار در اختیار طالبان و نیروهای متجاوز پاکستان بود .
هر روز دهها بار مناطق اندک باقی مانده بمباران  می شدند  و در آن هنگامه ، که افکار عمومی می پنداشت شیر تنگه پنجشیر به زانو در  خواهد آمد،  و اندک نیروی ملت افغانستان هم قربانی سیاستهای متجاوزانه پاکستان و امارات  واقع شود .
ارد بزرگ ، احمد شاه مسعود را مورد حمایت خویش قرار می دهد  و چنانچه در آن خاطره می خوانیم احمد شاه به شدت تحت تاثیر روح بزرگ او قرار  می گیرد.
در این خاطره زیبا می خوانیم ارد بزرگ هدیه ای برای احمد شاه مسعود می فرستد .
آن هدیه در واقع یکی از آثار هنرمندانه اوست. تابلویی فوق العاده زیبا ، با تمی شگفت انگیز ...
در آنجا شیر سنگی است که پایش زخم برداشته  (احتمالا از پس یک نبرد) و آهوی ظریف و  کوچک ، گونه  خویش را بر زخم گذاشته تا خون بیرون نزند ... این تشبیه و استعاره زیبا گویای درک عمیق ارد بزرگ از شرایط نه چندان مناسب احمد شاه مسعود را داشت . و در ادامه آن خاطره می خوانیم وقتی احمد شاه آن اثر را از پیک ارد بزرگ ، در طی مجلسی دریافت می کند شدیدا منقلب و دگرگون می شود و چهره آرام و متین او به هم می ریزد او در آن جا از خواب شب قبل خود به نزدیکانش سخن می گوید بله خوابی که  از ارد بزرگ ، یک اسطوره  می سازد و برای قوم افغان آشنایی دیرین می شود ...
احمد شاه می گوید "خواب می دیدم پایم در نبرد زخمی شده  و در آن هنگامه تنهایی مردی با لهجه ایرانی می گفت احمد شاه ناراحت نباش ، تو فرزند ایرانی !! . و در ادامه می گوید آن مرد بزرگ بسرعت پایم  را می بست تا جراحتم التیام یابد"

 


این خاطره زیبا از جهات گوناگون قابل ارز یابیست
 نگاه عمیق و مسئولیت شناس یک هنرمند را نشان می دهد.
  او خود  می اندیشد ، احساس مسئولیت می کند و بدون آن که منتظر این  و آن باشد دست به عمل می زند شاید امروز این خاطره با همان آدمهای اندکی که از آن خبر داشتند هیچ گاه گفته نمی شد و این راز همچون راز مرگ احمد شاه در دل تاریخ مدفون می شد ، اما! اما ارد مسئولیت خویش را پیش وجدان و آرمانهای خویش به انجام رسانیده است.
 او  به هنر به عنوان ابزاری می پردازد که می تواند قسمتی از خلقت انسانی که نیروی ست آسمانی ، را برای رهایی و کمال بشر بکار گیرد آثار او مادی نیستند و با نگاه مادی هم غیر قابل تفسیراند ، بقول دکتر مهرانفر برای شناخت ارد لازم است "تائو ، فردوسی و خیام "را بشناسیم او از تائو " لطافت و گذرایی"  و از فردوسی " هدف و آرمان مقدس "  و از خیام " جهان فانی و بی ارزش  " را آموخته است.

 دریا از همه جا پایین تر است و همه رودها در آن می ریزند
ارد مانند دریاست ، فروتر از همه جا و این فروتنی به او عظمت بخشیده است...

 
علی شاهچراغی

http://shah-nama-firdawsi.blogfa.com/ 

 

زندگی نامه این دو بزرگوار بر روی آنها کلیک کنید :

 زندگی احمد شاه مسعود از زبان خودش در گفتگو با احمد شاه فرزان

زندگی نامه ارد بزرگ از پایگاه تاریخ , فرهنگ و تمدن ...

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 18:40 |

 مشروح نشست عوامل مجموعه «ميوه ممنوعه»
 ايران اکونوميست: نشست عوامل مجموعه «ميوه ممنوعه» شامل علي نصيريان و هانيه توسلي (بازيگران)، حسن فتحي (بازيگر) ، عليرضا كاظمي‌پور(نويسنده) و اسماعيل عفيفه (تهيه‌كننده) مجموعه در خبرگزاري فارس برگزار شد.
سينما، راديو و تلويزيون 16/7/1386

 علي نصيريان در نشست بازيگران و عوامل مجموعه «ميوه ممنوعه» كه در خبرگزاري فارس برگزار شد گفت: زماني كه قسمت‌هاي اوليه مجموعه پخش مي‌شد عده‌اي شروع كردند به بهانه جويي و ادعا كردند كه سوژه اين مجموعه و اتفاقاتي كه براي حاج يونس فتوحي مي افتد خط قرمز است در صورتيكه من اينقدر حساسيت نمي‌ديدم براي اينكه در اصل داستان شيخ صنعان كه ما در اين مجموعه از آن الهام گرفته‌ايم آمده است: مي بخور، خوك بچران، مصحف بسوزان و شيخ صنعان اين كار را مي‌كند. اين كلام را عطار نيشابور در قرن‌ها پيش گفته است و من چنين حساسيتهايي را در مورد شخصيت حاج فتوحي پيش‌بيني نمي‌كردم.
وي در ادامه درباره رجوع اهالي خانواده فتوحي به دختر كوچك خانواده براي حل مشكلاتشان بدون توجه به بايكوت شدن او از سوي پدر گفت: دختر كوچك خانواده وكيل است و پرسوناليته قوي دارد و در زمان تجردش خانه را مي‌گرداند به طوريكه پدرش بعد از رفتن او لب به غذا نمي‌زند، اما اين شخصيت كاملا مثبت نيست و بدون رضايت پدر ازدواج كرده و از خانه رفته است ولي با توجه به اراده قوي و جربزه‌اي كه دارد همه به او پناه مي‌برند.
وي در ادامه اين نشست درباره دير متوجه شدن شخصيت هستي به علاقه حاج يونس فتوحي گفت: اين گونه نيست كه هستي متوجه عشق حاج يونس نشده، بلكه او به دنبال كارخانه و حفظ آن است. او متوجه شده ولي پيش خود گمان مي‌كند اين مرد متدين از اين كارها نمي‌كند.
وي افزود: زنها شخصيت پيچيده‌اي دارند. برخوردهاي هستي با حاجي همه مهربانانه است كه مقداري از آنها تمهيد است.در سكانسي كه حاج فتوحي در مقابل فرزاد به هستي ابراز علاقه مي‌كند و با واكنش فرزاد مواجه مي‌شود، برخورد هستي با حاج يونس صميمانه است. چون حاجي كار بدي نكرده است كه با خشونت با او رفتار شود، فقط ارتباط مهربانه‌اي است كه هستي قبولش مي‌كند. زنها كاملا مي‌دانند كه مردها چه موقعيتي در مقابل آنها دارند.
علي نصيريان در ادامه با بيان اينكه كار هنر انتها ندارد گفت: وقتي شما مي‌بيند كاري را مي شدبهتر انجام داد به دليل خاصيت هنر است. اين زيركي و هوشمندي در هستي وجود داشت كه متوجه عشق حاج فتوحي شود. او دختر هوشمندي است كه مي‌داند ولي به روي خود نمي‌آورد و آن را كتمان مي‌كند.
وي در ادامه درباره كارگرداني حسن فتحي گفت: فتحي كارگرداني است كه بر بعد گفت‌وگو و تحليل كاراكتر با بازيگر تسلط بسياري دارد و درام شناس و شخصيت شناس بسيار خوبي است و شخصيتها را به خوبي تحليل مي‌كند و وسواس بسياري در كار خود دارد او به هيچ عنوان از هيچ پلاني نگذشت و كم نگذاشت. او اصلا به فكر انجام شدن كار نبود و سريالي دراماتيك و نمايشي با وسواس بسيار ساخت.

* توسلي: شخصيت پردازي «هستي» ضعف دارد
هانيه توسلي بازيگر نقش هستي در نشست عوامل سريال «ميوه ممنوعه» در خبرگزاري فارس گفت: وقتي قرار شد دراين مجموعه بازي كنم،فيلمنامه‌اي وجود نداشت و فقط يك سيناپس بود كه وقتي به مرحله اجرا رسيد خيلي تغيير كرد.
وي افزود: من آن سيناپس اوليه كار را بيشتر دوست داشتم چون حداقل در آنجا هستي تكليفش با خودش معلوم بود ولي الان ازاتفاقي كه درباره هستي افتاده راضي نيستم يعني احساس مي‌كنم خيلي بيشتر مي‌شد به اين شخصيت پرداخت چون بازيگر يك وظيفه‌اي دارد كه بازي‌كند ولي ديالوگ كه نمي‌تواند بنويسد و من با توجه به شخصيتي كه براي هستي تعريف شده بود تلاش كردم كه آنرا به بهترين شكل اجرا كنم.
وي در ادامه به تنهايي شخصيت هستي در مجموعه اشاره كرد و گفت:سكانسهاي مربوط به تنهايي هستي را ما زياد نمي‌بينيم، يا خيلي چيزهايي كه درباره يك خانم مهندس است در هستي زياد مشاهده نمي‌شود.من كار را ننوشته‌ام ولي فكر مي‌كنم شخصيت هستي در جاهايي خلاء‌هايي دارد كه خودم مي‌‌توانستم با اجرا آنها را پركنم. يكي از مشكلات اصلي شخصيت هستي اين است كه كسي نيست كه با او حرف بزند. من دلم براي اين دختر مي‌سوخت و فكر مي‌كردم يعني اين دختر حتي يك دوست ندارد كه به او زنگ بزند و گاهي كه خود را جاي او مي‌گذارم، مي‌بينم كه او هزار بلا به سرش مي‌ايد. با همه دعوا مي‌كند و به فرزاد نمي‌تواند اعتماد كند، پدرش هم كه نيست و يك مادر بزرگ پير بيشتر ندارد كه مدام به او مي‌گويد برو ازدواج كن و هيچ‌كس نيست كه اين شخصيت با او درد دل كند و در مقاطعي هستي بايد با يك شخصيت حرف مي‌زد و حدس و گمانهاي خود را دوباره حاج فتوحي به او بيان مي‌كرد.
توسلي گفت: ارتباط هستي با حاج فتوحي مشخص بود. براي هستي كارخانه مهم بود. او مهندسي است كه توليد برايش اهميت دارد و فقط مي‌خواهد تا اين كارخانه سرپا بماند و پدرش نجات پيدا كند. براي همين به پيشنهاد فرزاد گوش مي‌كند و با حاج يونس صحبت مي‌كند و وقتي مي‌بيند كه حاج يونس شبيه پدرش است، تلاش مي‌كند تا كارهاي خود را هم پيش ببرد، ولي وقتي مي‌بيند حاجي يك چيزي‌اش هست، طبيعتا تعجب مي‌كند و نمي‌خواهد وارد بازي بشود.
وي افزود: هستي در جاهايي به ويژه درك عشق حاج‌يونس احمق شده يعني اين شخصيت نمي‌فهمد، گيج است و خودم از دستش عصباني هستم. آن موقع كه داشتم بازي مي‌كردم اين را حس را نمي‌كردم ولي حالا كه كار را مي‌بينم، اين ضعف را درك مي‌كنم. در جايي كه حاج يونس به هستي مي‌گويد گريه نكن، هر قدر بخواهي برايت چك مي‌نويسم، هستي متوجه اين علاقه مي‌شود، ولي براساس روند قصه مجبور است كه بعد از آن اينگونه فكر نكند چون كارخانه‌اش برايش مهم‌تر است نمي‌خواهد اين شراكت به هم بخورد و مي‌خواهد فكر كند كه اين مساله از ذهن حاج يونس پاك مي‌شود و اين يكي از ضعفهاي شخصيت پردازي هستي است.

* حسن فتحي: «ميوه ممنوعه» يكي از مذهبي‌ترين سريال‌هاي بعد از انقلاب است
حسن فتحي در نشست عوامل مجموعه «ميوه ممنوعه» كه در خبرگزاري فارس برگزار شد گفت: ما سالهاست بحثي را در اين مملكت داريم كه مربوط به هر جامعه‌اي هم هست و آن مسئله «پيشگيري» است. يعني هر جامعه‌اي كه دوام، قدرت و تداوم مي‌خواهد بايد به مسئله پيشگيري بيشتر از درمان اهميت بدهد.پيشگيري در حوزه سياست يك معنا دارد، در حوزه اقتصاد يك معنا دارد و در حوزه فرهنگ، سينما و تلويزيون كه حوزه كار ماست مفهوم ديگري دارد.جامعه مثل يك خانواده است كه همچنان كه لحظات زيبايي دارد، لحظات تلخ، ترش و گس هم در خود دارد.
وي افزود: بعضي مواقع اتفاقاتي مي‌افتد كه ما مي‌توانيم چشم خود را روي آنها ببنديم اما در برخي موارد اين كار به ضرر جامعه تمام مي شود مانند كاري كه 7 الي 8 سال پيش درباره بيماري‌ ايدز كرديم و اصحاب امور بهداشتي ما گفتند درباره ايدز اصلا حرف نزنيد. آيا نتيجه خوبي داشت؟ مسلما نه. به تعداد افرادي كه دچار ايدز شدند اضافه شد، چرا؟ چون آگاهي نداديم، پيشگيري نشد و مشكلات هم چند برابر شد.
وي در ادامه گفت: ما يكسري مشكلات فرهنگي، خانوادگي داريم مثل همه جوامع و بايد مثل افراد يك خانواده بنشينيم و با يكديگر در كمال صداقت درباره مشكلاتمان حرف بزنيم. در سكانس مربوط به غزاله و سمانه ديالوگي مطرح شد كه حرف همه ما، همه بازيگر‌ها و حرف تلويزيون در آن بيان شد و آن اين بود كه ما آدمها بايد ياد بگيريم بنشينيم، رو در رو و چشم در چشم با يكديگر حرف بزنيم. اين چيزي است كه خانواده‌هاي ما بايد ياد بگيرند. خانواده‌هاي ما كم با يكديگر حرف مي‌زنند.يك پدر چقدر مي‌نشيند از نگراني‌ها، ترسها و اضطرابهايش با فرزندان خود سخن بگويد؟ اين سريال از يك منظر يك تلاش، تاكيد و پيشنهادي است كه ما بيشتر با يكديگر حرف بزنيم. با دركنار يكديگر نشستن، حرف زدن و رو در رو قرار گفتن، پيشگيري اتفاق مي‌افتد.ما در اين مجموعه تلاش كرده‌ايم كه شخصيت‌هايمان را چند وجهي نشان بدهيم و اغلب شخصيت‌هايمان شبيه همان‌هايي هستند كه در كوچه و خيابان آنها را مي‌بينيم.
*تيم چهار نفره نويسندگان فيلمنامه
حسن فتحي درباره نحوه نگارش فيلمنامه مجموعه «ميوه ممنوعه» نيز گفت:از روز اول يك تيم چهار نفره متشكل از خودم، عليرضا كاظمي‌پور، اسماعيل عفيفه و عليرضا نادري متمركز روي فيلمنامه شدند و در تمام مراحلي كه اين فيلمنامه شكل گرفت از قصه، طرح قصه، چگونه جلو برويم، چي بشود، چي نشود و چه اتفاقاتي بيفتد در حلقه اين تيم چهار نفره شكل گرفت.
وي افزود: ما جلسات زيادي داشتيم كه در آن كاظمي‌پور نوشته و پس از آن نادري ديالوگها را نوشته و دوباره درباره آنها بحث شده و اولين صافي فيلمنامه اين گروه چهار نفره بود كه نقش مميزي نداشتند و بيشتر روي كيفيت اثر كار كردند.ما 4 نفر به اين فكر كرده‌ايم كه چگونه مي شود كه ماه رمضان امسال يك سريال خوب بسازيم كه مردم از ديدن آن لذت ببرند و در عين حال كه محاسن سريال‌هاي سال قبل را دارد، معايب آنها را نداشته باشد. در نهايت مدير شبكه، معاونت سيما و ... فيلمنامه را ديدند و ديدگاه‌ها و پيشنهاد‌هايي ارايه كردند كه نتيجه‌اش كاري است كه الان از آنتن پخش مي‌شود.
*شخصيت‌هاي «ميوه ممنوعه» چند بعدي تعريف شده‌اند
كارگردان مجموعه «ميوه ممنوعه» در ادامه نشستي كه با حضور عوامل اين مجموعه در خبرگزاري فارس برگزار شد گفت: اگر نويسنده قرار باشد به جاي همه نويسنده‌ها حرف بزند، درام بي معني مي‌شود، درام يعني چالش بين چند سليقه، چند تفكر و چند نوع استدلال. ما بايد اجازه بدهيم كه شخصيت‌هاي قصه استدلال‌هاي خود را بيان كنند و چالش‌هاي خود را مطرح كنند و ما در نهايت به يك جمع‌بندي برسيم.
وي در ادامه گفت:متاسفانه سالهاست كه درام نويسي ما به خصوص در حوزه تلويزيون از نگاهي كه آدمها را به سياه سياه يا سفيد سفيد تقسيم مي‌كند آسيب جدي خورده است.شايد يكي از دلايلي كه باعث شده تماشاگران مدام از سريالها انتقاد كنند همين است. تماشاگر انتظار دارد كه هنرمند آينه‌اي را در برابر او بگيرد تا تمام جنبه‌هاي شخصيت خود را در آن ببيند و اگر اين آينه خوب در مقابل بيننده قرار نگيرد يا جايي از آن زنگار بسته يا شكسته باشد، مخاطب از نگاه كردن در آن لذت نمي‌برد.
وي افزود: شايد يكي از دلايلي كه مردم طي اين سالها از سريالها ناراضي بوده‌اند همين بوده است. در اين سريال فقط به بضاعتي كه بود سعي شده شخصيت‌ها چند بعدي باشد و بيننده نتواند خيلي سريع براي آدمها حكم اخلاقي صادر كند و خيلي سريع بگويد اين بد است يا آن خوب است. سعي كرده‌ايم مخاطب به چالش كشيده شود چون چالش يكي از شاخصه‌هاي درام است و درام اگر بتواند مخطاب خود را به چالش بكشاند حتما موفق است.
وي تصريح كرد: اصلا يكي از شرايط اوليه موفقيت يك اثر بحث برانگيز بودن و به چالش كشيدن ذهن مخاطب است. ما سعي كرده‌ايم مخاطب را به چالش بكشانيم اما نه چالش براي چالش، بلكه چالش براي تفكر و تامل در باب آنچه كه هستيم و زندگي مي‌كنيم. بنابراين اصلا انتظار نداشته باشيد آدمهاي تك خطي در سريال داشته باشيم كه بايد خيلي خوب باشند.
فتحي با بيان اينكه حاج فتوحي نيز جنبه‌هاي متفاوتي در شخصيت خود دارد ادامه داد:چرا در ارتباط با شخصيت حاج فتوحي، مخاطب ما دچار مشكل است؟ اين مشكل به نظر من يك مشكل شيرين دراماتيك است كه مخاطب نتواند سريع تصميم بگيرد كه اين شخصيت خوب است يا بد. اين نقطه قوت درام است.
وي تصريح كرد:وقتي فيلمنامه را ديدم به اين نتيجه رسيدم كه يكي از وجوه ممتاز اين فيلمنامه چيدمان ابعاد متناقض يك شخصيت در كنار هم است. اينگونه ما به شخصيت‌هاي طبيعي نزديك‌تر مي‌شويم.يكي از اشكالات سريالها در سالهاي اخير در اين است كه شخصيت‌ها يا خيلي از اين طرف پرت مي‌شوند يا از آن طرف و اين وضعيت اشكال كار سريالي است كه ادعاي رئاليستي دارد وگرنه در يك اثر رمان برخي خوب و برخي بد هستند و يا در اثر صرفا ملودرام برخي خيلي خوب هستند. ما تمام تلاشمان اين بود آدمي را در اين سريال تجسم كنيم كه اين ويژگي‌ها را داشته باشد ضمن اينكه بسياري از عرفاي ما قبل از اينكه عارف شده و به يك مقام خاص الهي برسند، يك موجود طبيعي بودند با تمام اشتباهات و نقطه ضعف‌هايي كه آدمهاي كوچه و بازار دارند بنابراين من نه تنها آن را نقطه ضعف نمي‌بينم بلكه نقطه قوت سريال است.
وي با بيان اينكه تلاش كرده‌ايم ديالوگهايمان درست ادا شده و سر از بداهه‌گويي در نياورند گفت: يكي از كاركرد‌هاي درام اين است كه دائم براي مخاطب تصوير‌سازي كند و تا مخاطب مي‌آيد كه به آن تصوير خو بگيرد، يك حركت ديگر آن تصوير را خراب كند. من شيفته اين گونه درام هستم كه دائم مخاطب را دچار چالش و درگيري مي‌كند. درام فقط مبين چالش‌هاي شخصيت‌هاي يك قصه با هم نيست. درام در يك معناي ذهني _ چالشي است بين ارايه كنندگان آن درام و ذهنيت‌هايي كه در مخاطبان به وجود مي‌آيد و نويسندگان ما دائم اين موقعيت چالش را فراهم مي‌كنند و تحت تاثير سنت درام‌نويسي غربي نيز نبوده‌اند.
* «ميوه ممنوعه» را با ساير سريال‌هاي ماه رمضان مقايسه كنيد
حسن فتحي در ادامه گفت:گاهي فكر مي‌كنم كه بنا به طبع چند بينانه بشر اگر قرار بود «مدار صفر درجه» يا «شب دهم» را دوباره بسازم، دستي بر سر و رويشان مي‌كشيدم و تغييراتي در آنها لحاظ مي‌كردم. من فكر مي‌كنم كه اين سريال را بايد با ساير سريالهاي ماه مبارك رمضان مقايسه كنيم، يك زمان هست كه طرحي به نويسنده‌اي داده مي‌شود و او يكسال وقت پژوهش و نگارش دارد ولي سريالهي مناسبتي از چنين امكاني برخوردار نيستند و چرايش را نمي‌دانم.
وي با بيان اينكه 14 سال پيش من و آقاي عفيفه اولين سريال مناسبتي ماه رمضان را در سال 72 به اسم «همسايه‌ها» توليد كرديم كه بابي شد براي ساخت كارهاي مناسبتي گفت: از آن سال همين وضعيت كمبود وقت بود و فيلمبرداري‌ها به طول مي‌انجاميد و گاهي شبها، ما هم به همراه مردم كوي و بازار سرلوكيشن‌ كار را نگاه مي‌كرديم .14 سال گذشته ولي هنوز اين روند ادامه دارد و ما شب‌ها در حال فيلمبرداري كار خود را مي‌بينيم در نتيجه اين كار، نويسنده ما هم دچار همين مشكل است. 2 الي 3 ماه قبل از ماه رمضان به سراغش مي‌آيند و او بر مبناي زمان باقي مانده فرصت كار كردن دارد و بدا به حال نويسنده‌اي كه دست بر قضا كارگرداني با وسواسهاي من كنارش قرار گيرد كه آن وقت مدام مي‌نويسد و خط مي‌خورد.
وي تصريح كرد:ما كار خود را يك ماه و نيم ديرتر از 3 سريال ديگر آغاز كرديم و دليلش اين بود كه در نوشتن فيلمنامه، نهايت وسواس را به خرج داديم، اما به هر حال نظر من اين است كه كاري كه در اين موقعيت نوشته شده و ساخته مي‌شود، قطعا قابل مقايسه با كاري نيست كه يكسال يا دو سال رويش وقت مي‌گذارند و مي‌نويسند و يك سال و دو سال ديگرهم كار توليدش به طول مي‌انجامد.كار را با سريالهاي مناسبتي ماه رمضان مقايسه كرده و نمره بدهيد كه مجموعه كجا قرار دارد و نمره‌اش در كجا بد و كجا خوب است و با كارهايي كه خالي از تنش و استرس ساخته مي‌شود مقايسه نكنيد. كار نويسنده هم همين گونه است. اين طرح اگر با زمان و فرصت بيشتري دست نويسنده قرار مي‌گرفت، امروز مطمئنا شما اين سوالات را نمي‌كرديدو بسياري از اين مشكلات حل مي‌شد.
* ادبيات اين مجموعه ريشه در ادبيات مادربزرگم دارد
كارگردان مجموعه ميوه ممنوعه كه در ايام ماه رمضان از شبكه دو سيما پخش مي‌شود در ادامه درباره ادبيات مورد استفاده خود در اين مجموعه و ساير مجموعه‌هايي كه كارگرداني كرده گفت: ادبيات مورد استفاده من از مادر بزرگم ريشه مي‌گيرد و او قصه‌هاي بسياري بلد بود و درست شبيه سريالهاي 90 شبي اين قصه‌ها را برايم تعريف مي‌كرد و فردي بود كه هميشه با ضرب‌المثل صحبت مي‌كرد.
وي افزود: محيط زندگي‌ام، مناسبات خانوادگي، آدمهاي كوچه و بازار و سالهاي تحصيل و پژوهشم تاثير بسياري در ادبيات مورد استفاده‌ام داشته و من خود را عميقانه مديون نويسندگاني مي‌دانم كه در كمال گمنامي و بدون هيچ ادعايي براي فرهنگ اين مملكت زحمت كشيدند و چه بسا در خيلي جاها مورد بي‌مهري نيز قرار گرفتند. اينها كساني بودند كه طي سالهاي 20 تا 50 داستان‌هاي بلند و كوتاه نوشتند، تمثيل و چيستان نوشتند، ضرب‌المثل‌ها و فولكلورها را جمع‌آوري كردند.از مرحوم جعفر شهري كه رمانهايي مثل «شكر تلخ» و «گزنه» را نوشته تا خيلي از بزرگان ديگر.
وي ادامه داد: ما بر سفره آنها نشسته‌ايم و لقمه‌اي گرفته‌ايم كه نتيجه‌اش شده اين كارها و واقعيت در اين است كه من نوستالژي به دوران قديم دارم كه به نوع تربيت و بافت خانواده و دنياهاييكه در آن زندگي كردم مربوط مي‌شود و برخي از آن نيز به تحقيق و پژوهش بر مي‌گردد. يعني اين گونه نبوده كه بدون تحقيق باشد و 15 الي 20 سال فيش برداري از تمام كتابهايي است كه خوانده‌ام.كار به هيچ عنوان بداهه‌گويي نداشته است و ريتم و ضرب‌آهنگي كه ديالوگها داشتند گاه به نثر مسجع نزديك مي‌شد كه اينگونه سريال نوشتن ها پر از زحمت است.
* تركيب گروه منجر به بالارفتن كيفيت كار شد
وي در ادامه گفت:در اين كار نكته مهم اين بود كه كار بستر گروهي داشت و اگر خصلت گروهي نبود، كار به اين حد و اندازه نمي‌رسيد و ديده نمي‌شد. به نظر من وقتي افرادي كنار يكديگر قرار مي‌گيرند و با هر سابقه‌اي فرديت را كنار مي‌گذارند، نتيجه كار بهتر مي‌شود.
من در اين كار به اين فكر كرده‌ام كه من حسن فتحي نويسنده نيستم و كارگرداني هستم كه قرار است نويسنده كار را برايش بنويسد و آن هم نويسنده‌اي با حوصله مانند كاظمي‌پور. آوردن نادري هم كاملا آگاهانه بود و به نوستالژي من به دوران تئاتر باز مي‌گردد كه خانه خود را آنجا مي‌دانم. از تئاتر آمده‌ام و همواره خود را در هركجا و هر موقعيتي كه باشم مديون آن مي‌دانم.
وي در ادامه گفت: عليرضا نادري را به دليل احساس احترامي كه نسبت به فرهنگ تئاتر مملكت دارم كه در بطن آن علي نصيريان‌ها پرورش پيدا كرده‌اند آورديم و نتيجه بسيار خوبي داشت و تركيب نادري و كاظمي تركيب بسيار خوبي بود و بسياري از ديالوگلهايي كه در سريال مي‌بيند را من ننوشته‌ام و اين دو نفر زحمت كشيده‌اند.
*تلاش ما در مجموعه ياد دادن ايجاد توازن در بخش‌هاي مختلف زندگي است
حسن فتحي در ادامه درباره ضربه خوردن شخصيت قدسي بعنوان همسري كه بيرون از خانه فعاليت مي‌كند و بازتاب آن در افكار مخاطبان گفت:ما واقعا به دنبال اينكه چنين حرفي از درون قصه‌مان بيرون بيايد نبوديم و از همان ابتدا همه‌مان اين نگراني را داشتيم كه زماني كه اين اتفاق مي‌افتد بدين معنا تلقي نشود كه خانم‌ها بايد فعاليت‌هاي اجتماعي خود را تعطيل كنند و درخانه همسران خوبي براي شوهران خود باشند. به خاطر اينكه اين اتفاق نيافتد تدابيري انديشيديم و بر مبناي آن تدابير كار را پيش برديم. اما آنچه كه ما پاي اين جريان را به داستان كشيديم اين است كه چه زن و چه مرد در چارچوب نظام خانوادگي اگر به يك وجه بيشتر برسند و به وجوه ديگر كمتر توجه كنند اين نابساماني در نهايت بروز مي‌كند.
وي ادامه داد: ما بحثمان اين است كه اگر در هر بخشي از زندگي افراط پيش بيايد، موقعيت‌هاي ديگر زندگي را مختل مي‌كند مسئله خيلي روشن است. مسئله توازني است كه همه انسانها بايد در زندگي خود داشته باشند. كلان شهرهاي امروز بحرانشان كم كردن اين توازن است. يعني اين تلاشي كه در كشورهايي مثل كشور ما مي‌شود كه يكجوري توازني بين سنت و مدرنيته ايجاد كنند، شايد جان‌كاه‌ترين و طاقت‌فرساترين تلاش اجتماعي جامعه اين سالهاي ما باشد كه بايد با آن همدردي كرده و دركش كرد و در حد بضاعت حتي پيشنهاد‌هايي كرد.
وي تصريح كرد: مشكل بزرگ اجتماع ما اين است كه در بسياري از حوزه‌ها اين توازن را گم كرده ايم. يعني شما نگاه كنيد مي‌بينيدكساني را كه مي‌گويند زنان را همين بس بود يك هنر نشينند و زايند شيران نر. اين يك تفكر سنتي افراطي غلط است و خوشبختانه امروز در جامعه ما وجود ندارد. يعني قصه مخاطب را به راههاي پيدا كردن تعادل و توازن در زندگي اجتماعي امروز دعوت مي‌كند.

** عفيفه: وقتي كاري گل مي‌كند شيطنت‌ها هم شروع مي‌شود
تهيه‌كننده مجموعه تلويزيوني «ميوه ممنوعه» گفت: گاهي كه كاري خيلي گل مي‌كند و مخاطب زياد دارد برخي شروع به شيطنت مي‌كنند و دوست دارند پيام‌هاي دروني‌اش را كشف كرده و عليه سازندگانش به كار برند.
اسماعيل عفيفه در نشستي كه با حضور عوامل مجموعه تلويزيوني «ميوه ممنوعه» در خبرگزاري فارس برگزار شد گفت:ما از ابتدا كه طرح را ارائه داديم مي‌دانستيم كه چه كاري قرار است بسازيم. سريالي با موضوع «ايمان» در دستور كار ما قرار داشت و حال كه قرار شد سريالي با اين موضوع ساخته شود اتفاقا همان ايمان بايد مورد چالش قرار گيرد و مورد درگيري و بحران در شخصيت‌هاي داستان شود.
وي افزود: ما با آگاهي به سراغ سوژه رفتيم و در مرحله ارائه، مشكلي وجود نداشت يا نبود. الان هم صرف نظر از برخي مشكلات جزيي، مشكل خاصي در توليد نداريم. طي روزهاي اول نگراني بابت برخي مسائل مطرح شده وجود داشت كه پس از پخش اين مشكلات نيز مرتفع شد.
وي با بيان اينكه مردم پيام‌هاي مستقيم و اخلاقي كار را دريافت مي‌كنند نه پيامهاي پنهاني كه به ذهن برخي مي‌رسد گفت: ما از روز اول با توجه به محور قراردادن موضوع ايمان البته از يك نگاه و مشخصه‌‌هاي اجتماعي و فرهنگي معاصر به سراغ اين موضوع رفتيم. در ابتدا يكسري توصيه‌ها داشتيم. دوستان تلويزيون از كار ما با خبرداشتند اما از جزئيات آن باخبر نبودند طي صحبتها و جلسه‌هايي كه بود اين نگراني‌ها هم برطرف شد.
وي در ادامه درباره مشكلات توليد سريالهاي مناسبتي گفت:كار ما ساختن سريال است و مناسبتي بودن، مشكلات متفاوتي را ايجاد نخواهد كرد. فقط مشكل اين است كه ما اين كارها را دير شروع مي‌كنيم و دير شروع كردن منجر به يكسري تغييرها در آماده كردن كار مي‌شود.
وي افزود: گاهي وقتها كه كاري در جذب مخاطب موفق باشد مثل كار ما، حساسيتهاي بيشتري به آن سايه مي‌افكند و در نهايت منجر به برخي تغييرات در پخش مي‌شود.گاهي كه كاري خيلي گل مي‌كند و مخاطب زياد دارد برخي شروع به شيطنت مي‌كنند و دوست دارند پيامهاي دروني‌اش را كشف كرده و عليه سازندگانش به كار برند.
تهيه كننده مجموعه ميوه ممنوعه ادامه داد: اين مسائل حاشيه‌اي از جايي مطرح مي‌شود كه من هر چه مي‌گردم منبع آن را پيدا نمي‌كنم. مثلا چندي پيش مطرح شده بود كه خانواده‌هاي متدين احساس توهين نسبت به اين مجموعه كرده‌اند، چه احساس توهيني ممكن است يك فرد مذهبي از اين ماجرا بكند؟ ما هر چه مي‌گرديم در فيلمنامه، چيزي نمي‌بينيم. كار در سطح خوبي ساخته شده و عشق شخصيتي مثل حاج يونس در چنين سطح دينداري به دختري جوان، تظاهراتي مانند عشق يك پسر جوان به دختري جوان ندارد و در سطح متفاوتي سير مي‌كند.
او تصريح كرد: ما خودمان گاهي تابوهايي براي خودمان تعريف مي‌كنيم كه هيچ ربطي به اجتماع ندارد. از زماني كه اين سريال پخش شده من هيچ بازخوردي از سوي مردم نديده‌ام كه بگويند چرا در اينجا به ما توهين شده است.اين خط قرمزها را خود ما مي‌سازيم و همين باعث شده كه طي 10 الي 12 سال اخير، همه سريالها به سوي موضوعات يكسان و قهرمانان يكسان پيش بروند.اين دايره بايد يكروزي وسيع‌تر شود. ما كه مدام نمي‌توانيم خميرمايه و مصالح درام توليد كنيم. اگر اين درام قرار است ربطي به جامعه داشته باشد پس بايد همه اقشار جامعه را ببينيم.
وي افزود:اگر ميوه ممنوعه در حال حاضر موفقيتي ميان مردم بدست آورده بدليل اين است كه مردم بخشي از واقعيات جامعه را در آن مي‌بينند و هيچ اتفاقي نيز نمي‌افتد. مثل دوراني كه سريال دوران سركشي پخش مي‌شد، همه مي‌گفتند اين كار خط قرمزها را شكسته، بعد چه اتفاقي افتاد؟ فضا كمي بازتر شد و سريالها به سمت كارهايي با معناي اجتماعي سير كردند. اين كار هم همينطور است شايد چون اولين بار است كه چنين سوژه‌هايي قهرمان آن شده‌اند، حساسيتهايي توليد شده ولي واقعا داستان يكي از بهترين پايان‌بند‌ي‌ها را دارد.
عفيفه در ادامه درباره تناقضات روحي حاج يونس فتوحي در اين مجموعه در حاليكه هيچ كار خلاف شرعي مرتكب نشده است گفت:كاري ممكن است از لحاظ شرعي حرام نباشد اما بحراني كه اين پرسوناژ در آن گير مي‌كند مخصوص يك آدمي است كه در سطح ديگري از دينداري سير مي‌كند. چون ديندارها سطوح مختلفي دارند و او از خود توقع دينداري ديگري دارد كه در اين مقطع از حياتش انتظار وقوع آن را ندارد.
وي ادامه داد: ميوه ممنوعه رگه‌هايي دور از داستانهاي شاه لير و شيخ صنعان را دارد و شما مي‌بينيد كه اين شخصيت شوريدگي و عرفان خاصي دارد و حاجي دچار تظاهرات بيروني رفتاري است كه شما ممكن است فقط در آدمهايي كه بحرانشان ممكن است آنها را به عرفان يا جنون برساند ببينيد. اين شخصيت عمق بسياري دارد واين وجه و شخصيت حاجي و بحراني كه با آن روبرو مي‌شود وجه تمايز اين كار با كارهاي شبيه آن است. اين بحران كه فرد با تنهايي و ايمان خود دارد و اين شوريدگي را كه در بازي علي نصيريان مي‌بينيد، مخصوص فردي متفاوت است كه ايمان خود را دستخوش بحران مي‌بيند. بتدريج تظاهرات اين شخصيت به اين مرحله رسيد البته طرح اوليه حسن فتحي، استفاده از شخصيت شيخ صنعان بود.

** كاظمي‌پور: مخاطبان موقعيت تراژيك «حاج يونس» را درك كردند
نويسنده مجموعه تلويزيوني «ميوه ممنوعه» گفت: خوشبختانه مخاطبان موقعيت تراژيك سريال را درك كردند و همين عامل يكي از دلايل موفقيت اين سريال بود.
عليرضا كاظمي‌پور در نشست عوامل مجموعه «ميوه ممنوعه» كه در خبرگزاري فارس برگزار شد، گفت: از آنجايي‌كه قصه ريشه مشخصي ندارد بار اول كه قرار شد ما اين كار را بنويسيم، آقاي عفيفه مواردي را پيشنهاد كردند كه مورد نظر مديران شبكه بود. از جمله پرداختن به مفساد اقتصادي و پرداختن به آزمايش الهي و چند رمان پيشنهاد كردند كه در بازنويسي طرح‌ها ما رگه‌هايي از داستان‌هاي شاه‌لير و شيخ صنعان را در كار خود كشف كرده، آنها را گسترش داديم و به مرور به آنها رسيديم.
وي افزود: من تا وقتي كه قسمت آخر را هم نوشتيم نگراني نداشتم.چون نوشته‌ها از چند فيلتر عبور مي‌كردند و به من اطمينان مي‌دادند كه كار مشكلي ندارد و الان هم كه سريال را مي‌بينم، خوب به جلو مي‌رود آن هم به اين دليل است كه عشق حاج يونس فتوحي نسبت به هستي، عشقي زميني و از روي هوس نيست، اگر اينگونه بود اعتراض‌ها براي من معني داشت چون مي‌گفتند چرا چنين آدمي عاشق ناموس مردم شده است! ولي بازخوردها نشان مي‌دهد كه مخاطبان موقعيت تراژيك اين شخصيت را كه ناخواسته درگير يك عشق شده و ناگزيري و مقهور سرنوشت بودن او را درك مي‌كنند و به جاي اينكه از او بدشان بيايد و فكر كنند كه او فرد زن‌باره يا هوس‌بازي است دلشان براي او مي‌سوزد.
وي در ادامه گفت: در طرح اوليه اين مجموعه قرار بود داستان مادر و دختري به تصوير كشيده شود كه حاجي عاشق دختر مي‌شود ولي مادر او فكر مي‌كرد كه عاشق او شده و سوء تفاهم‌هايي كه ممكن بود بين آنها به ميان بايد. منتها به خاطر خواسته‌هاي متناقضي كه مديران شبكه داشتند، طرح به مرور تغيير كرد و اين شد.
وي همچنين درباره شباهت اين مجموعه به برخي فيلم‌هاي ديگر گفت: اين كار به خيلي از كارها مانند دنيا، مارال، روسري آبي، ديوانه‌اي از قفس پريد، عشق طاهر و ... از همه قديمي‌تر شوهر آهو خانم شباهت دارد.من چندتا از اين كارها را ديده‌ام و فكر مي‌كنم تفاوت كار ما با دنيا اين باشد كه دختر قصه ما اغواگر نيست يعني عشق قصه ما زميني نيست. در دنيا حاجي فريفته ظاهر دنيا مي‌شود و اصلا شبيه حاجي داستان ما نيست.
وي در پايان گفت: حاج يونس در اين مجموعه موقعيت‌هايي ايجاد مي‌كند كه جنبه‌هاي مختلفي از كارهاي قبلي استاد نصيريان در آن بروز مي‌كند و خاطرات خوب كارهاي ايشان را براي مخاطب زنده مي‌كند.

 

 

 

مرغ بهشتي فقط در دستان كسي مي آرامد كه در چنگش نگيرد. جان بري

 

اراده، يكي از عوامل عمده ايمان است. پاسكال

 

تمايلات خود را ميان دو ديوار محكم « اراده » و « عقل » حبس كنيد. ارسطو

 

كسي كه به خود اطمينان دارد به تعريف كسي احتياج ندارد. گوستاو لوبون

 

اولين مرحله انجام كار خير، تمايل به آن است. رولند هيل

 

مسؤوليت دوش به دوش قدرت و لياقت [ظرفيت] حركت مي‌كند. جوسيا گيلبرت هولاند

 

مردم از هيچ چيز به اندازه مسؤوليت وحشت ندارند؛ با وجود اين هيچ چيز به اندازه مسووليت در دنيا باعث پيشرفت انسان نمي‌شود. فرانك كرين

 

مسؤوليت قبول كن، بگذار هرچه مي‌خواهد پيش بيايد. آنتوني رابينز

 

آرمان و انگیزه هویدا ، ویژگی آدم کار آمد است .  ارد بزرگ

 

می اندیشم پس هستم ، هستم چون فکر می کنم ، و فکر می کنم چون شک می کنم . رنه دکارت

 

وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند . نادر شاه افشار

 

بعضی از سخنوران نمی دانند با دستهایشان هنگام صحبت چه کار بکنند . بهتر است جلو دهانشان را بگیرند . متورمن کولن

 

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد ، دلیلش آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید . مارسل پیره وو

 

توهین ها مانند سکۀ تقلبی اند . ما ناگزیریم آنها را بشنویم ، ولی مجبور نیستیم قبولشان کنیم . رسورجن

 

دست استاد خویش را ببوس ، چون او هم پدر است هم پرورنده خرد . ارد بزرگ

 

قبل از ازدواج دربارۀ تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، حالا شش فرزند دارم ولی دارای هیچ گونه نظریه ای نیستم  . روچستر

 

دوست زمان احتياج، دوست حقيقي است. ضرب المثل انگليسي

 

عشق ميوه تمام فصل هاست و دست همه كس به شاخسارش مي رسد. مادر ترزا

 

خدايا هنر چقدر بلند و عمر چه اندازه كوتاه است. گوته

 

نزديك ترين چيزها مرگ و دورترين چيزها آرزوست. سقراط

 

اميد نصف خوشبختي است. ضرب المثل تركي

 

حافظه گنجینه ای است که باید در آن سرمایه گذاری کنیم تا بتوانیم کمکی را که به آن نیاز داریم از آن دریافت کنیم .  روو

 

با شلاق اراده می توان اسبی وحشی و سرکش را رام کرد . راسین

 

آهنگ دلپذیر ، ریتم و آوای طبیعت است. ارد بزرگ

 

انسان در هر كار بايد بداند كجا بايد ترمز كرد . ضرب المثل فرانسوي

 

انسان محل اشتباه و فراموشكاري است . بنيامين فرانكلين

 

آدم ها فقط در يك چيز مشتركند : متفاوت بودن . رابرت زند

 

تمام وعده و نویدهای دنیا فریبی بیش نیست و بهترین دستور و بهترین دستور زندگانی این است که اعتماد به نفس داشته باشی و و در پرتوی سعی و مجاهدت خود به مقامی برسی . میکلانژ

 

خردمندان و دانشمندان  سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود . نادر شاه افشار

 

بکار گیری آشنایان در یک گردونه کاری برآیندی جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت .  ارد بزرگ

 


انسان در عالم چون شبح سرگرداني است كه در عبور از اين راه حياتي سايه اي از خود به يادگار نميگذارد . ويكتور هوگو

 

انسان در كنار ديگران عاقل تر است تا در كنار خويش . لاروشفوكولد

 

انسان در هر سني كه از كار بازماند بهتر است كه بعد بي درنگ بميرد . اديسون

 

هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند . جبران خلیل جبران

 

جمع مال ، تحصیل کامیابی ، کسب دانش و شهرت ، هیچکدام با تندرستی برابری نمی کند . برای حفظ تندرستی باید از هر چیز که برای تندرستی مضر است پرهیز کرد . مخصوصاً از شهوت روانی . شوپنهاور

 

فرودستان ، در بهترین هنگامه هم ، بهانه های فراوان ، برای انجام ندادن کار های خویش دارند . ارد بزرگ

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 18:38 |
20071002110218-02.jpg

 

بدي را با عدالت پاسخ دهيد، مهرباني را با مهرباني. كنفوسيوس

 

اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست . بودا


در پشت هیچ در بسته ای ننشینید  تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید  و اگر نیافتید همان در را بشکنید . اُرد بزرگ
اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن . اُرد بزرگ

 

پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی. مهاتما گاندی

 

از ابرانسان است كه انسان هاي برتر دلگرمی و شجاعت مي گیرند  . فردریش نیچه


رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری . جبران خلیل جبران


برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن . علی شریعتی

 

اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است. شوپنهاور

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 12:50 |

20071002105206-gibran-khalil.jpg

 


آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک . جبران خلیل جبران


هنر خوراک روان و هنرمند آفریننده آن است . بارگاه هنر  با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست . اُرد بزرگ


مطيع‌ مرد باشيد; تا شما را بپرستد. كارول‌ بيكر


بزرگترین امید آن است که امید را به قصد کشت کتک بزنیم . جان اشتنبک


مشکلی که خوب تشریح و حلاجی شده باشد نصفش حل شده است. چارلز  کیترنیک


تنها بدان خدايي ايمان دارم كه رقص بداند . فردریش نیچه


درون ما با تمام جزئیات ، از نگاه تیزبین اهل خرد پنهان نیست .  ارد بزرگ


خود رایی و خودبینی ، همه کام و مراد خود طلبیدن و دیگران را نامراد و خوار و زبون خواستن ، راه اهرمن ، و دل به بهی و نیکی سپردن راه یزدان است  . بزرگمهر


چه حقير است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را ميان ديده و دنيا قرار داده و هيچ نمی بيند جز خطوط باريک دستانش. در خانه نادانی ، آينه ای نيست که روح خود را در آن به تماشا بنشيند . جبران خلیل جبران


برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم . نادر شاه افشار

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 12:49 |

 

20071002104941-nader-shah-2.jpg

 


فتح هند افتخاری نبود ، برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود . نادر شاه افشار


اگر روانتان در گفتگویی مورد حمله قرار گرفت  شما با کلمات نمی توانید بیزاری از واژها بجویید ، تنها سکوت و ترک گفتگو ، نجات دهنده روان آسیب دیده شماست . اُرد بزرگ


بالاترین لذت ها در شور و شوقی است که انسان را به ماجراجویی ها و پیروزی های بزرگ و فعالیتهای خلاقه وادار می کند. آنتوان دوسنت اگزوپری


نگاه آدمهای کوچک ، چه زود پر می شود و لبریز .  اُرد بزرگ


تنها راه غلبه بر ترس روبرو شدن با آن است. ما غالبا به طرف حوادثی کشیده می شویم که از رویارو شدن با آنها وحشت داریم.بنابراین اگر از تنهایی بترسید تنهایی را برای خود به ارمغان می آورید. اگر از بدهکار بودن بترسید به احتمال زیاد با تمام زیر و بم آن آشنا خواهید شد. اگر از دستپاچگی و پریشان حالی واهمه داشته باشید همان را تجربه خواهیدکرد. این، روش زندگی برای تشویق ما انسانها به رشد کردن است. آندرو متیوز


شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است . جورج ولز


آرزوهای ما ، امید های ما ، عشقها و هوسها و حتی وفای ما هم موجی بیش نیستند که بر می خیزند و رشد می کنند و بالا می روند و بالاخره نقش زمین می شوند و در کرانه های زندگی لای شنها و ریگها فرو می روند . جواد فاضل


خرد در نظر گاه مردمان آزاده و نیکخو جهان پر از شادی و شکوه می نماید . بهره خردمندان و امید واران همیشه شادکامی است .  بزرگمهر


زمستان بدون بهار قلب عاشق شکست خورده است . فردریش نیچه

 

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 12:49 |

 

20071002104817-ferdosi-6.jpg


کسی که به آبادانی  می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند . فردوسی خردمند


یک زندگی را وقتی می شود با خوشبختی قرین دانست که شروعش با عشق باشد و ختمش با جاه طلبی . بوسکالیا


رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد .  اُرد بزرگ


اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد . گابريل گارسيا مارکز


اگر شما دشمن دارید ، بدی او را با خوبی پاداش ندهید ، زیرا این امر موجب شرمساری او می گردد . ولی به او وانمود کنید که او با این عمل خود برای شما خدمتی انجام داده است . نیچه


نادانی و پستی یک نفر در گذشته ، نمی تواند میدان انتقام از خاندان او باشد . اُرد بزرگ


آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .  اُرد بزرگ


آدمی باید از گناه بپرهیزد ، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد . بزرگمهر


اراده محکم و متین که بخواهد به هر کس آنچه سزاوار است بدهد عدالت نام دارد . اولپن


اگر کمی چیزهای غیر لازم را بدانی بهتر از این است که هیچ ندانی . سندکا


آسوده حال کسی است که بردبار است . بزرگمهر


شناور بودن خرد آدم در جهان احساس  به او میدان بروز و رشد هنر را داده است . اُرد بزرگ

 

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 12:48 |

 

20071002104601-great-orod.jpg


شناور بودن خرد آدم در جهان احساس  به او میدان بروز و رشد هنر را داده است . اُرد بزرگ


اول صحت ، دوم جمال ، سوم مال و چهارم رفیق . این ها پله های نردبان سعادت است . ساموئید


تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند. گراهام بل


روي زمين خانه موقتي است و زير زمين جايگاه ابدي . ساموئل آدامز


آن که در آموختن جهد نمی کند هرگز نباید در انجمن دانایان لب به گفتار بگشاید . بزرگمهر


اراده از آن مرد کور نیرومندی است که بر دوش خود مرد شل بینایی را می برد تا او را رهبری کند. شوپنهاور

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 12:47 |

 

20071002102446-louis-pasteur.jpg

 


در كارهاي دشوار نشاط بسيار وجود دارد . لویی پاستور


پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم . فردریش نیچه


خودخواهی ، کاشی سادگی  روانت را ، خواهد شکست . اُرد بزرگ


پسرها ، لنگرهای زندگی مادرانند . سوفوکل


آنکس که نتواند در حلقۀ شادی و نشاط دیگران به صورت یکی از افراد در آید ، یا مغرور است یا ریاکار و یا در قید تشریفات . لاواتر

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 12:46 |

 

20071002101420-images.jpg

 


جرم اين است که ندانيم زندگی خيلی ساده تر از اينهاست که ما فکر مي کنيم . فردریش نیچه


شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید. کیم وو چونگ


انسان اگر ناخوش باشد و كار كند بهتر از اين است كه سلامت باشد و بيكار بنشيند . كازوبون


انسان با استقامت قدرت و نفوذ تعقل واستدلال ميتواند حتي بر وبا و طا عون غلبه كند . ناپلئون بناپارت


بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است  که همه چیز را گرد رسم کرده است برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و  ... اُرد بزرگ


به گرسنگی مردن بهتر که نان فرو مایگان خوردن . سعدی


دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسلۀ دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند . سعدی


یک آموزگار خام می تواند مدتها شاگردان خویش را سرگردان کند . اُرد بزرگ


بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است . فردوسی خردمند


موفقیت تنها یک چیز است این که : زندگی را به دلخواه خود بگذرانید. کریستوفرمورلی

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 12:45 |
20071002101308-orod-n2.jpg


 

هنگامه رهایی اهریمن ، هنگام دربند شدن توست . اُرد بزرگ


جامعه وجود ندارد جوامع وجود دارد .   کوروش


از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایلی باید ترسید . اُرد بزرگ


بعضی صلیب را روی گور خود می گذارند و برخی آنرا لنگر کشتی می سازند . کولستون


ناتوان ترین آدمیان، آنانی هستند که نیروی بدنی خویش را به رخ دیگران می کشند . اُرد بزرگ


مبارزه است که قدرت می آورد نه استراحت. استائل


اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد .  اُرد بزرگ


بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند . امیل زولا


هر قدر به دیگران احترام بگذاریم ، به ما احترام خواهند گذاشت . ارد بزرگ

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 12:44 |

 


آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود . فردوسی خردمند


اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم. سعدی


آدمهای پاک نهاد درهای وجودشان را پس از ناسپاسی می بندند نه پیش از آن .  اُرد بزرگ


ای سالک ، یکی یکی ، قدم به قدم . راهی نیست . راه با پیمودن پدید می آید . با پیمودن است که راه را می سازی ، و اگر واپس بنگری ، هر آن چه میبینی ، فقط رد گام هایی است که روزی پاهایت دوباره آنها را می پیماید . ای سالک ، راهی نیست ، راه با پیمودن پدید می آید . آنتونیو ماچادو


صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم . اُرد بزرگ

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 12:44 |